روزهایی به کوتاهی زندگی

روزهایی به کوتاهی زندگی

نقد , طنز , داستان , شعر , روزنوشت

 

گفتمش نقاش را نقشی کشد از زندگی        با قلم نقش حبابی بر لب دريا کشيدم.م.ن

   + کسی معمولی تر از همه ; ۱٢:٠٥ ‎ب.ظ ; شنبه ٢٤ امرداد ۱۳۸۳
    comment نظرات ()

 

تنها یک لحظه به همین لحظه بیاندیش
آیا از میان آن همه اتفاق ،
من و تو از سر اتفاق با همیم هنوز؟!
بی قرارم _ بیقرار _ میخواهم بروم _ میخواهم بمانم!!
نه تاب رفتن دارم _ نه طاقت ماندن.
اصلاً چرا با تو از درد بی دریغ و هوای ابری دلتنگی می گویم؟!!
اصلاً چه فایده ای دارد که با تو از تو می گویم!!
تو سهم آفتاب و آیینه ای؛
حالا می گویی چگونه بیایم و با آوایم رویاهایت را تحقق بخشم.
شاید دیدار دوباره ما به نمی دانم کجای فراموشی
حالا دیگر از من و نم نم باران و سقفی به شکل چتر، با ناباوران فردا سخن مگو.
دیگر از منو شعر و شمعدانی __ آینه و بوسه __ دیگر از من و نامه های طعم جذبه و جنون
با کسی سخن مگو
همه شان را به آب و آتش و باد،
به خاک بسپار.
حالا می توانی سلام مرا به زندگی
به آینده
به خوشبختی برسانی.
حالا می توانی بگویی خانه او از حوالی یکی مانده به آخر دنیا
. کنار عریانی و رسوایی و تنهایی است.
دیگر خداحافظ عزیزم...
خداحافظ گلم.....
خداحافظ نامهربانم.
.....
برای همیشه به خدا می سپارمت
به آب و آتش و باد،
به خاک می سپارمت.

 

   + کسی معمولی تر از همه ; ٢:۳٤ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢٢ امرداد ۱۳۸۳
    comment نظرات ()

 

می خواهم ختم کلام را بگویم:
بغیر از یک نفس عشق حرف تازه ای در من نیست.

   + کسی معمولی تر از همه ; ٦:٥۱ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱٤ امرداد ۱۳۸۳
    comment نظرات ()

 

تنها زمانی دست به قلم میبرم
که بگریم!
برای همین است که
این ماه شعرهای فراوانی سرودم.
مسئله این است که من....
تمام اشکهایم رابرای بدست آوردنت ریخته بودم
اکنون برای روز رفتنت...
اشکی باقی نمانده.

   + کسی معمولی تر از همه ; ٤:٢۱ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٥ امرداد ۱۳۸۳
    comment نظرات ()

 

شايد اون هميشه غايب تو باشی....
تو اگه اومدنی نيستی بگو.....
اگه ما رو خواستنی نيستی بگو.

   + کسی معمولی تر از همه ; ٤:٠٩ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٥ امرداد ۱۳۸۳
    comment نظرات ()

 

بیش از انچه به تو عشق بورزم...
 دلتنگت شدم.

   + کسی معمولی تر از همه ; ٧:۳۳ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ۱ امرداد ۱۳۸۳
    comment نظرات ()