روزهایی به کوتاهی زندگی

روزهایی به کوتاهی زندگی

نقد , طنز , داستان , شعر , روزنوشت

كادوي ولنتايم

 بچه ها شوخي شوخي به گنجشكها سنگ مي زنند...
و گنجشكها جدي جدي مي ميرند ...
آدمها شوخي شوخي زخم مي زنند ....
و قلبها جدي جدي مي شكنند ...
 و كسي شوخي شوخي لبخند مي زند ...
و كس ديگري جدي جدي عاشق مي شود .....
و همچنان همه چي شو خي به نظر مي رسد.

پي نوشت :
عكسهايي از خريد ولنتايم در تجريش رو (اينجا) گذاشتم.
عكسهاي خيابان كرم خان رو هم ( اينجا ) گذاشتم
 

   + کسی معمولی تر از همه ; ٤:۱٥ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٢٥ بهمن ۱۳۸٥
    comment نظرات ()

قـمــــــار با زندگي....عاشقانه



سيگارت رو روشن مي كني .
چند كام ازش ميگيري
اونو آروم روي لبه ي جا سيگاري ميذاري
يه گلوله بر مي داري
و توي هفت تيرت مي ذاري
يه دور اونو مي چرخوني
الان هفت تير روي شقيقته .
يه صدا توي گوشت مي گه:
ماشه رو بچكون ديگه .بچه ...
جرات داشته باش .
يا بمير يا از نو شروع كن .
آخرين دعاهات رو مي كني .
اسم كسايي كه دوست داشتي رو
يه بار ديگه به زبان مياري .
براي همه دعا مي كني
براي خودت هم ..
خدايا منو ببخش .
بخاطر تمام بدي هام .
بخاطر تمام خوبي هام .
چند ثانيه سكوت
حالا.......................
...
.......
..........
......
...
.
.
اُه شـِت........لعنتي ....لعنتي
يعني بايد يه بار ديگه زنده باشم ؟!
يعني خدا منو بخشيدي؟
.....
...
..
.
دستت رو به طرف جا سيگاري دراز مي كني .
سيگار نيم سوختت رو بر مي داري
يه كام عميق ازش مي گيري
يكي توي گوشت ميگه:
از نو شروع كن
جرات داشته باش .اينبار ديگه بچه نباش

همه چي رو از نو شروع كن .
..........
......
...
يكم فكر ميكني ؟
اسمت يادت نمياد .
بد تر از اون اسم كسايي كه دوستشون داشتي .
همه چي از نو ؟
نه من نمي تونتم .....!
مي شه يكي بگه اسم من چي بود؟

24.11.85
پي نوشت:
فردا يعني 14 فبريه روز ولنتايم هستش . يه چيز جالب هست اونم اينه كه وقتي دنبال يه چيزي مي گردم يا يه وسئله اي توي ذهنم باشه خودش سراغم مياد . ديروز خيلي عادي داشتيم با بچه ها حرف مي زديم يكي از دوستام منو كنار كشيد بهم گفت براي پس فردا كه روز ولنتايم مي خواي چي كار كني .قرار ه تو با عشقت o.k كردي ؟
_هميشه بايد چيزي باشه كه توي دلت بهش بخندي شايد هم تاسف بخوري.
پي نوشت 2 : احتيج به نوشتن دارم .بيشتر از خوردن . با ا ين چرت و پرت ها اينجا آباد شد .....نه.مثل اينكه آبادي شد.

   + کسی معمولی تر از همه ; ٧:٢٩ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ٢٤ بهمن ۱۳۸٥
    comment نظرات ()

كاش ديروز براي امروزم بودي .......

وقتي كه دنبال بهانه مي گردي تا متنفر نباشي

بايد اسمش رو چي بذاري ؟

امروز به كسي مي گفتم :

چقدر زود دير مي شود .صبح از خواب بلند مي شويم .ظهر و بعد شب دوباره خواب و دوباره صبح و دوباره .....

ـ چند ساعت بعد و من الان مي دانم كه گفت كاش همه چيز روز باشد و و بعد شب . كاش شب نباشد و بعد روز. و كاش شب هايت شب يلدا نباشد .

الان مي گويم شبم را يلدا كرد .

به همين سادهگي .شايد هم خوشمزه گي ولي نه. 

اين از تو نيست . حماقت من است .

هنوز مي توانم بي كينه بگويم ،عزيزم .حتي اگر تو عزيز ... كس ديگري... باشي

حتي اگر تا چند ساعت پيش  مي خواستم .......

بگذريم.

اگر سبك مي شوي شانه هايم براي  غمهايت

اگر سبك مي شوي چشمانم براي اشكهايت .

اگر سبك مي شوي گوشهايم براي حرفهايت .

اگر سبك مي شوي . اگر سبك مي شوي ....

مي شنوم .و چيزي نمي گويم .اگر سبك مي شوي

پي نوشت :  افسوس و مسرور  براي روزهايي كه  براي فردايش اين چنين شدي . بزرگ بمان ..... هميشه.

   + کسی معمولی تر از همه ; ٢:٥٩ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٢٢ بهمن ۱۳۸٥
    comment نظرات ()

عاقبت خاك گل كوزه گران مي شويم

داري ماهواره نگا مي كني .داره يه آهنگ از آلبوم جديد فرشيد امين مي ذاره .آهنگ نظرت رو جلب مي كنه . يه حس مشترك باهاش داري .سريع شروع مي كني به ضبط كردنش. بابات هم كنارت نشسته داره نگا مي كنه . بعد از چند بار تكرار بدون اينكه توجهي به حظورش داشته باشي داري با خواننده مي خوني ...

حالا كه رفتي برو ...

ديگه نمي خوام تو رو

برو تا من هم برم ، پي كار و بارم .

حالا كه رفتي برو ، كاري بهت ندارم

پيش خودت فكر نكني ساده ام.

يا كه هنوز عاشق و دل داده ام .

اگه تو خوابت اومدم يك شبي

فكر نكني به فكرت افتاده ام....

همين طور مي خوني و فكر هاي تو ذهنت مثل پيام بازرگاني از جلوي چشمات رد مي شن.

صداي زنگ تلفن افكارت رو پاره  مي كنه .

الو بفرماييد ........  ....... به جا نمي ياري. هر چي فكر مي كني  .خودش رو معرفي مي كنه ........

..................

به خوابش رفتي ؟ يا خوابت رو ديده ؟ ها كدومش ؟ خندت مي گيره. به كار دنيا  .فقط ۱۰ ثانيه پيش بود كه داشتي مي گفتي ...

اگه تو خوابت اومدم يك شبي

فكر نكني به فكرت افتاده ام .

پي نوشت : از سال ۸۳ كه دارم ا ينجا مي نويسم سعي كردم كه بعضي از دستنوشته هاي خودم رو بذارم و چرت و پرت اينجا نذارم .توي يك شب ( امشب)۳- ۴ تا پست فرستادم .گند زدم به اينجا ولي ..... به درك ........ي ه  ، ك م ....آرام شدم .

۲:خدمت اون دسته از دوستاني كه زحمت مي كشن و نظر مي دن و در خواست نظر دارن. بايد بگم مي بخشيد .من نمي تونم جواب نظراتشون رو بدم . مگر بعضي وقتها . وبلاگ خيلي هاشون هم با فاير فاكس بهم مي ريزه و من حتي نمي تونم قالبشون رو ببينم .(بد نيست خودتون هم نگاهي بكنيد )

   + کسی معمولی تر از همه ; ٢:۳٧ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٢٢ بهمن ۱۳۸٥
    comment نظرات ()

do you wonder why you hate







It's true, we're all a little insane

این حقیقت است،همه ما یک دیوانه کوچکیم

but its so clear

لیکن این بسیار واضح است!

now that I'm unchained

اکنون که من از بند و زنجیر رها شده ام!

fear is only in our minds

وحشت تنها در ذهنهای ماست!

taking over all the time

همیشه سراسر را تسخیر می کنی!

fear is only in our minds but its taking over all the time

وحشت تنها در ذهنهای ماست لیکن همیشه سراسر را تسخیر می کنی!

you poor sweet innocent thing

تو چیزی بینوا ، مطبوع و مقدسی!

dry your eyes and testify

چشمانت را خشک کن و تصدیق کن!

you know you live to break me- don't deny

تو می دانی که زندگی میکنی تا مرا خرد کنی، تکذیب نکن!

sweet sacrifice

قربانی شیرین!

One day I'm gonna forget your name

یک روز خواستم نام تو را از یاد ببرم!

and one sweet day, you're gonna drown in my lost pain

و یک روز شیرین، تو خواستی در زخم گمشده ام غرق شوی!

fear is only in our minds

وحشت تنها در ذهنهای ماست!

taking over all the time

همیشه سراسر را تسخیر می کنی!


and oh you love to hate me don't you, honey?

و آه تو دوست داشتی که از من متنفر باشی، عزیزم دوست نداشتی؟!

I'm your sacrifice

من قربانی تو هستم!

I dream in darkness

در تاریکی رویا میبینم!

I sleep to die e

می خوابم تا بمیرم!

rase the silence

آرامش را نابود کن!

erase my life

زندگی مرا محو کن(آثار زندگیم را از بین ببر!)

our burning ashes

خاکسترهای سوخته ي ما 

blacken the day

روز را سیاه میکنند!

a world of nothingness

یک دنیای بی ارزش...

blow me away

پیوسته به من ضربه می زند!

do you wonder why you hate?

آیا تو در شگفتی نیستی که چرا متنفر هستی؟!

are you still too weak to survive your mistakes?

آیا تو هنوز هم آنقدر ضعیف هستی که اشتباهاتت باقی مانده اند؟!

you poor sweet innocent thing

تو چیزی بینوا ، مطبوع و مقدسی!

dry your eyes and testify

چشمانت را خشک کن و تصدیق کن!

you know you live to break me- don't deny

تو می دانی که زندگی میکنی تا مرا خرد کنی، تکذیب نکن!

sweet sacrifice

قربانی شیرین!

پي نوشت : وقتي مي گه تو چيزي بينوا ، مطبوع و مقدسي. ديگه من نمي تونم چيزي بگم .همه چيز رو گفته ....خواب به چشمام نمياد ...نمياد .لعنتي

هنوز اينقدر توي وجودم هستش كه وقتي دوباره صداش رو مي شنوم دستام مي لرزه .كي مي خواي سنك بشي . حداقل يكم. با توام ( ...) احمق جون بجاي اينكه تايپ كني .يكم فكر كن.مازوخيسم گرفتي فحش مي دي؟ ـ بگير بتوپ .ساعت 1.55 دقيقس . بفهم ديگه .لعنتي .بغضم نكن .!! هيس.

.

   + کسی معمولی تر از همه ; ۱:٢۳ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٢٢ بهمن ۱۳۸٥
    comment نظرات ()

evanescence--Fallen : Bring Me To Life

 

how can you see into my eyes like open doors

چگونه می توانی از میان چشمانم چنان درهای گشوده بنگری

leading you down into my core

و راه خود را تا اعماق وجودم بیابی

where I’ve become so numb without a soul my spirit sleeping somewhere cold

آنجا که بی روح در رخوت فرو رفته ام و روحم در مکانی سرد بخواب رفته است

until you find it there and lead it back home

تا آن لحظه که بیابیش و راهنمایش به منزل باشی

(Wake me up)

مرا بیدار کن

Wake me up inside

مرا در درون بیدار کن

(I can’t wake up)

من نميتوانم بيدار شوم

Wake me up inside

مرا در درون بیدار کن

(Save me)

مرا نگه دار

call my name and save me from the dark

نامم را بخوان و از تاریکی حفظم کن

(Wake me up)

مرا بیدار کن

bid my blood to run

بگذار خونم به جریان بیافتد

(I can’t wake up)

من نميتوانم بيدار شوم

before I come undone

پیش از آنکه از دست بروم

(Save me)

مرا نگه دار

save me from the nothing I’ve become

حفظم کن از از آن هیچی که به سویش میروم

now that I know what I’m without

حال می شناسم آنچه را که ندارم

you can't just leave me

نمی توانی ترکم کنی

breathe into me and make me real

نفست را در من بدم و مرا حقیقی کن

bring me to life

مرا به زندگی باز گردان

(Wake me up)

مرا بیدار کن

Wake me up inside

مرا در درون بیدار کن

(I can’t wake up)

من نميتوانم بيدار شوم

Wake me up inside

مرا در درون بیدار کن

(Save me)

مرا نگه دار

call my name and save me from the dark

نامم را بخوان و از تاریکی حفظم کن

(Wake me up)

مرا بیدار کن

bid my blood to run

بگذار خونم به جریان بیافتد

(I can’t wake up)

من نميتوانم بيدار شوم

before I come undone

پیش از آنکه از دست بروم

(Save me)

مرا نگه دا

save me from the nothing I’ve become

حفظم کن از از آن هیچی که به سویش میروم

Bring me to life

مرا به زندگی باز گردان

(I've been living a lie, there's nothing inside)

Bring me to life

مرا به زندگی باز گردان

frozen inside without your touch without your love darling only you are the life among the dead

اندرون اینجا سرد است بی لمس سر انگشتان تو بدون عشق تو محبوبم تو تنها زندگی در میان مرگی

all this time I can't believe I couldn't see

در تمام این زمان باور نداشتم که نمی بینم

kept in the dark but you were there in front of me

محبوس تاریکی و تو ایی که در مقابل من ایستاده بودی

I’ve been sleeping a thousand years it seems

می نماید هزاران سال خواب بوده ام

got to open my eyes to everything

می خواستم چشمانم را به همه چیز بگشایم

without a thought without a voice without a soul

بدون فکر بدون صدا بدون روح

don't let me die here

مگذار اینجا بمیرم

there must be something more

باید چیزی بیش از این در میان باشد

bring me to life

مرا به زندگی باز گردان

(Wake me up)

مرا بیدار کن

Wake me up inside

مرا در درون بیدار کن

(I can’t wake up)

من نميتوانم بيدار شوم

Wake me up inside

مرا در درون بیدار کن

(Save me)

مرا نگه دار

call my name and save me from the dark

نامم را بخوان و از تاریکی حفظم کن

(Wake me up)

مرا بیدار کن

bid my blood to run

بگذار خونم به جریان بیافتد

(I can’t wake up)

من نميتوانم بيدار شوم

before I come undone

پیش از آنکه از دست بروم

(Save me)

مرا نگه دار

save me from the nothing I’ve become

حفظم کن از از آن هیچی که به سویش میروم

(Bring me to life)

مرا به زندگی باز گردان

I’ve been living a lie, there’s nothing inside

(Bring me to life)

مرا به زندگی باز گردان

پي نوشت 1:
همش از ( اينجا )كپي بود .چند وقته كه فقط اوانسنس گوش مي دم .حالاهم كه ترجمه آهنگاش رو خوندم بيشتر به دلم نشسته . فعلا ميخوام از اين چيزا توي اينجا بذارم .
پي نوشت 2: به شدت عصبي ام . اين پست رو فقط گذاشتم كه چيزي نوشته باشم .اين جوري وجدانم راحت تره كه احيانا منظور ديگه اي نداشتم .

   + کسی معمولی تر از همه ; ۱:٠٦ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٢٢ بهمن ۱۳۸٥
    comment نظرات ()

?who know when is valentime day

يكي هست بگه اين ولنتايم
يا نمي دونم ولنتاين كيه ؟
ديگه يادم رفته چنده فبريه بود .
9 ، 11 شايد هم 18 فبريه بود .
اصلا مگه فرقي هم كي مي كنه .
كي هستش؟.
امسال مي خوام ولنتايم رو به مامانم تبريك بگم .
شايد هم صبح كه از خانه بيرون مي رم .
به اولين نفري كه مي رسم روز عشاق رو بهش تبريك بگم .
حالا مي خواد دختر همسايه روبه رويي باشه يا يه راننده تاكسي .
شايد هم يه عابر ديگه باشه .
....
هر چي نوشنم پاك كردم.پاك.پاك .

 

   + کسی معمولی تر از همه ; ۱٢:٥۸ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٢٢ بهمن ۱۳۸٥
    comment نظرات ()

د و س ..................ت

يافتنش سخت،
سخت تر از آن ترك كردنش است
و فراموش كردن ....
تلاش نكن ،
غير ممكن است .
دوست را مي گويم . يار را مي گويم .
مي فهمي؟  د  و  س  ت .
حتي اگر بريده باشد .
حتي اگر ديگر دوستش نداني .
حتي اگر ديگر دوستش نداري . . .

 

   + کسی معمولی تر از همه ; ۱٢:۳٥ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٢٢ بهمن ۱۳۸٥
    comment نظرات ()