روزهایی به کوتاهی زندگی

روزهایی به کوتاهی زندگی

نقد , طنز , داستان , شعر , روزنوشت

آخرین هدیه تولد



بگذر ز من
اي آشنا
چون از تو من
ديگر گذشتم .
ديگر تو هم بيگانه شو
چون ديگران
با سرگذشتم .
......
مي خواهم عشقت
در دل بميرد ..
مي خواهم تا ديگر
در سر ، يادت
پايان گيرد
هر عشقي مي ميرد ...
خاموشي مي گيرد
عشق تو ... هم مي ميرد
باور كن بعد از تو
ديگري
در قلبم
جايت را
ميگيرد.
.....
..
.
آي .. اي خدا راحت شدم ..خدااااا )‌)))))‌.

پي نوشت : الان كه يادم مي آ يد هر وقت ازش مي خواستم برام دعا كنه ..مي دوني چي مي گفت ؟ نه مي دوني ؟ ... فكرش هم نمي كني . .. "عزيزم بگو مامانت برات دعا كنه" ... آي چقدر بعضي وقتها از خريت خودم حالم بد مي شه .

پي نوشت2 : ديگه عزيزم نيستي .... يه محبوب ديگه هم نيستي ... اصلا هيچي نيستي.چون اصلا عوض نشدي ...حتي ؛ حتي يه آشنا هم نيستي . تموم تموم شدي . دور بدنت آونقدر خار داري كه هيچكي نمي تونه بهت نزديك بشه .6 سال پيش گفتم .اگر قرار بود از من يه چيزي ياد بگيري دوست داشتم كه رسم وفا رو ياد بگيري ......
شب جمعه است ................ خدا من رو هم بيامرزه .

پي نوشت 3:ميگه اسمش پوليكا هستش .توي نظرات مطلب پايين نوشته :" من يه عاشق بودم اما عشق من بعد از ۱ سال بهم گفت كه تا امروز با يه نفر ديگه بوده و من رو تنها براي خنديدن هاش مي خواسته .من ناراحت شدم و گريه كردم .اما اون به من خنديد.اون براي خودش يه نفر بود اما براي من همه.تمام دنيا ميگن برو انتقام بگير.اما من بهترين قطعه وجودمو نمي شكنم".
نظر منو مي خواي كاري رو بكن كه من الان بعد از 6 سال امشب كردم .وضعيتت رو مي دونم. و دركت مي كنم . اون فقط براي تو با ارزشه و براي ديگران هيچ وقت نمي تونه ارزشي رو كه پيش تو داره داشته باشه .اون قدر ، تو رو ندونسته و تا |آخر عمرش هم نمي تونه هيچكي رو مثل تو پيدا كنه .يه سخني هست كه مي گه:" دو نفر رو هميشه براي خودت نگه دار ،‌كسي كه عاشقته و كسي كه عاشقشي .جون تا آخر عمرت نمي توني مثل اين دو تا رو پيدا كني ".مي توني نه به خاطر خودش ، كه به خاطر عشقي كه تو به او داشتي ببخشيش و فراموشش كني . كسي ديگه اي لياقت عشق تو رو داره . مطمئن باش عزيزم .

پي نوشت 4: آخرين پي نوشتم رو هم اين جوري تمام مي كنم .خدا يا آونقدر درك بهمون بده كه بتونيم كسي رو دوست داشته باشيم كه اونقدر دلش بزرگ باشه كه به خاطر جا كردن خودمون توي دلش مجبور نباشيم خودمون رو كوچيك كنيم .
30 فزوردين 1386

   + کسی معمولی تر از همه ; ۱٢:٥۸ ‎ق.ظ ; جمعه ۳۱ فروردین ۱۳۸٦
    comment نظرات ()

می دونم واست عجیبه ...این همه اصرار و خواهش



می دونم یه روز می فهمی
روزی که دنیا رو گشتی
من برای تو چی هستم
تو چه جور ،‌ ازم گذشتی...

پی نوشت : از توبه، توبه کردم .....همین

   + کسی معمولی تر از همه ; ۱:٤٧ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢۳ فروردین ۱۳۸٦
    comment نظرات ()

'گریه کن ....گریه قشنگه....

خیلی مسخره است . اونقدر که یه پسر باشی . بیست و چند ساله ات باشه . با دوستات بگی و بخندی . کمی پر خاش گر باشی . از دیدن هیچ فیلم ترسناکی نترسی .
توی ورزش محکم باشی . از بریدن سر هیچ حیوانی حالت بد نشه و  ....
ولی ... ..... .....
. ...
....
.....
توی  محضر برای مراسم عقد یکی حاضر باشی و  اونقدر حالت بد بشه که بخوای بیای بیرون .های های گریه کنی . یه فیلم خانوادگی ببینی و مثل دختر بچه ها بخوای گریه کنی . گریه یه بچه رو ببینی و بخوای پا به پاش گریه کنی ....
همیشه با خودم میگم من با این کار چه کار می کنم ؟
من همدردی می کنم ؟
من  همدلی می کنم؟
نه ؛ من هیچ کاری نمی کنم .
من فقط با من ، بچه گی می کنم .
می دونم تا وقتی که به خودم دوباره اجازه گریه کردن رو ندم .همین آشه و همین کاسه .ولی با تمام این حال این حالت رو ترجیج می دم .عادتم شده
از درون گریه می کنم  و از بیرون می خندم .فقط به خاطر اینکه کسی نباشه که یه موقع یه جایی به گریه هام بخنده .( این هم از آن دسته عقاید "..."است که هر آدمی برای خودش دارد)

پی نوشت 2 :آدم باید به خودش امید وار بشه که عمش ازش تعریف کنه ...
ـ عزیزم وقتی آدم نگات می کنه تا وقتی که حرف نزدی به نظر میاد که اروپایی باشی ..
با اون موها و صورت سفیدت ...
ـ عمه جون اینجور که تعریف می کنی کسی ندونه می گه خبریه ها .
داماد جدید شما هم که ماشا ... ماشا...
راستی عمه اینو که گفتی خیلی ها گفتن ، زیاد جدی نگیر .

   + کسی معمولی تر از همه ; ۱٠:۳٩ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٢٢ فروردین ۱۳۸٦
    comment نظرات ()

منو کشتی...

منو کشتی .....دوباره زنده کردی ...
دوست داشتم ... دوسم داشتی
منو کشتی ..
دوباره زنده کردی
.......
..
.
.
دوباره کشتی.

   + کسی معمولی تر از همه ; ٩:۳۱ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢۱ فروردین ۱۳۸٦
    comment نظرات ()

....

تنها چیزی که همیشه به پام سوخت ..
مگر اینکه خودم نخواستم .
نه ... نه .
عزیزم اون تو نیستی ..
دلبندم تو هم نیستی ..
....
...
..
اصلا ولش کن .
آقا بی زحمت یه نخ از همون همیشه گی بده.

   + کسی معمولی تر از همه ; ٩:٢۳ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢۱ فروردین ۱۳۸٦
    comment نظرات ()

هنوز هم...

و کسانی که نمی پرسند و حرف می زنند ....

   + کسی معمولی تر از همه ; ٦:۱٤ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱٥ فروردین ۱۳۸٦
    comment نظرات ()

همکلاسی..

ـ من: مادر این دختر رو دیدی ، همکلاسیمه
حال می کنی واسه تیپ....
ـ مامان : آره اروای عمت ....نمی دونم چرا تو فقط هم کلاسی های دخترتو توی خیابون می بینی .
ـ من :مادر اونی هم که بقلش وایساده مادرشه ها .
نظرت در مورد قیافش چیه ؟ نازه نه؟
مامان : کجاش نازه ...ببین مادرش یکم چاقه ، معلومه خودش هم استعداد چاقی داره، اصلان هم بهت نمیاد .
من: چی می گی عزیزم ..کی خواست حالا اینو بگیره ....
مامان بستنی ات رو بخور آب می شه ها ؟ .
من : مامان ، مامان ...نمی خوای از نخ دختره بیای بیرون ..بی خیال شو . معلومه که دلت رو نگرفته ولی کی اینا رو می گیره ....!!


   + کسی معمولی تر از همه ; ۸:٢۱ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٦ فروردین ۱۳۸٦
    comment نظرات ()

new year...


قبل از تحویل سال احساس خیلی خوبی داشتم .
لحظه اول سال یکمی بغض گلوم رو گرفته بود .
الان هم دارم توی خانه دومم سال رو تحویل می کنم .
الان هم بابام برای خودش بلند بلند داره یه همچین چیزی می خونه ( به سبک شجریان بخوانید  ):
ما برای اینکه ایران آباد شود            خون دلها خورده ایم .
ما برای جاودان ماندن این عشق پاک            خون داها خورده ایم .
......
راستش نمی خوام  به کسی سال نو رو تبریک بگم .فقط چند تا دعا یا آرزو می کنم
1.خدایا توی سال جدید اول از همه برای امام زمان .مسلمانها ، مردم ایران ، مردم شهرم ، دوستانم ، خانوادم و خودم سلامتی رو ازت می خوام
2. خدایا ما در روز های آغاز سال نو شاد هستیم .کاری کن که کسی روی این کره خاکی بخاطر فقر ناراحت نباشه .
3.خدایا کمک کن من و همه ی کسانی که دوست دارن آدم باشن ، آدم بشن .
4.و در آخر سعی می کنم امسال دلهای کمتری رو بشکنم.

پی نوشت1 : دو چیز رو نمی تونیم تغییر بدیم .اینکه بخوایم کسی ما رو دوست داشته باشه و اینکه بخوایم کسی ما رو دوست نداشته باشه .
پی نوشت 2:دو تا لینک مربوط به سال نو می ذارم .
اول از همه از سال 1386 سال خوک است .از سال خوک چه می دانید( اینجا ) .
دوم هم وازه نامه نوروزی (‌اینجا)..

   + کسی معمولی تر از همه ; ٥:٠٠ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۱ فروردین ۱۳۸٦
    comment نظرات ()