روزهایی به کوتاهی زندگی

روزهایی به کوتاهی زندگی

نقد , طنز , داستان , شعر , روزنوشت

خدا بزرگ



بي وفا با وفا مي شه
خدا بزرگه ..............
خدا بزرگه . . . . . . . .


   + کسی معمولی تر از همه ; ٧:۱۱ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٢٩ آذر ۱۳۸٦
    comment نظرات ()

يكي بود ....

هميشه اين سوال برام بوده .
چرا از بچه گي برامون كه قصه مي خوندن
هميشه يكي بود ، يكي نبود ؟؟!!
چرا غير از خدا كسي نبود .
بعدش هم هميشه قصه ها مون اينجور شروع مي شد كه يكي بود توي يه ...



چي مي شد از بچه گي يكي بود كه با يكي ديگه بود
غير از خدا يه عالمه آدم خوب ديگه بود .
يه مرده بود كه ....
...
...
...
و فقط اوست كه شايسته يكتا بودنست و اوست كه صمد است
همين .

پي نوشت :
از وقتي اين هري پاتر اومد هميشه فكر مي كردم كه جي.كي رولين با نيروهاي شيطاني مردم زمين رو جادو كرده و فروش كتابش هم به همين خاطره .
بارها وسوسه شدم كه يكي از كتابهاشو بخرم .اما به همون دليل بالا هيچ وقت نمي خرم مگر اينكه خودش بياد . به قول دايي جان بعضي چيزا بايد خودش بياد و البته مفت و مجاني.

   + کسی معمولی تر از همه ; ٢:۳٦ ‎ب.ظ ; شنبه ٢٤ آذر ۱۳۸٦
    comment نظرات ()

there is no subject


نه ، هيچي نشده .
داشتم از اين طرفا رد مي شدم
گفتم بيام سري بزنم
هنوز نفسي مياد و ميره .
ديگه چند و چونش رو نپرس
همين .
پي نوشت :بزرگ مرد آنست كه غمهاي ديگران را با خود شريك كند نه غمهاي خود را با ديگران .
بازم همين .

   + کسی معمولی تر از همه ; ٢:٢٢ ‎ب.ظ ; شنبه ٢٤ آذر ۱۳۸٦
    comment نظرات ()