روزهایی به کوتاهی زندگی

روزهایی به کوتاهی زندگی

نقد , طنز , داستان , شعر , روزنوشت

زن گرفتن...

به مادرم می گه فکر یه زن برا پسرت باش

...

تو دلم می گم : خیلی زرنگی خودت دست بجنبون .البته به قول خودش وایساده تا حاج یونس بیاد سراغش

پس وایسا تا بیاد ..همین فردا می یاد ..وایسیا ... تو رو خدا خواستگارا رو رد نکنی یا ....ها الان حاج یونس میاد .

   + کسی معمولی تر از همه ; ۱۱:۳٦ ‎ق.ظ ; جمعه ۳ خرداد ۱۳۸٧
    comment نظرات ()

دومین پک

با یه قیافه حق یه جانب اومد جلو

حیف تو نیست با این قیافه و تیپت سیگار می کشی

پسر جون پولی که میدی سیگار بده پسته بخر ؛بخور حالش رو ببر

...

......

دست کردم تو جیبم چند تا پسته  بهش دادم.

چند پانیه نگاش کردم و گفتم لطفا این یادت باشه :

sigar

 ........  من  همیشه پسته رو بعد از سیگار می خورم .

 

پی نوشت:زبان ۹۶ شدم .لئو ۹۷ .

   + کسی معمولی تر از همه ; ۱٠:۱٠ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٢ خرداد ۱۳۸٧
    comment نظرات ()

گلو درد

از دیشب تا حالا گلودرد بدی گرفتم .

باز تشنم شده و باز می رم توی حیاط تا از یخچال توی اتاق تهی

ظرف مسی رو بردارم و یه جرئه آب ازش بخورم .

تا امتحان نکنی نمی فهمی .پر از انرژی می شم

   + کسی معمولی تر از همه ; ۱٠:٠٧ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٢ خرداد ۱۳۸٧
    comment نظرات ()

she's runway....

همیشه رد پاش تو زندگیم بوده.

آروم آروم .

بعضی وقتها پشت سرم و بعضی وقتها روبه روم

بدترین شرایط توی یه مسئله اینه که وقتی نمی تونی تغییرش بدی نتونی باهاش کنار بیای

 

پی نوشت : روند ذهنیم از آغاز نوشت تو اینجا تا حالا تغییرات زیادی داشته .

مدتیه  بیشتر دوست دارم مینیمال بنویسم .

   + کسی معمولی تر از همه ; ۱٢:۱٠ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٢ خرداد ۱۳۸٧
    comment نظرات ()

SENSITIVE

دیگه واقعا خسته شدم

از این روحیه حساس ، مزخرف ،رقیق

 

نازک

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

پی نوشت:خوشبختانه هیچکس نمی داند .جز خودم.

   + کسی معمولی تر از همه ; ۱۱:٤٢ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۱ خرداد ۱۳۸٧
    comment نظرات ()