روزهایی به کوتاهی زندگی

روزهایی به کوتاهی زندگی

نقد , طنز , داستان , شعر , روزنوشت

شکر رژیمی. . .

کسی می داند  شکر رژیمی یعنی چه ؟؟؟

پی نوشت : یاد نصیحت کردن بعضی ها می افتم  بخور و لاغر بمان

   + کسی معمولی تر از همه ; ۸:٤٦ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۳۱ فروردین ۱۳۸۸
    comment نظرات ()

فال قهوه

هنوز هم مثل همیشه

اصلا از اول هم اینجور بود

چه بخوای چه نخوای

درست از ثانیه ای که به دنیا اومدی

.

.

.

حتی هنوز هم .  .  .  

می دونی !! توی فال قهوت اولین چیزی که دیده می شه

 منم  .

 

پی نوشت : شرایط تغییر کرده . فکر می کنم به جز ظاهرش قواعد بهتری داره .

یک کم از بدهی ما به اونها.

   + کسی معمولی تر از همه ; ۱۱:٢٩ ‎ب.ظ ; شنبه ٢٩ فروردین ۱۳۸۸
    comment نظرات ()

اشتیاق لبخند ت

برگ

روزهایی به کوتاهی یک زندگی

که طعم آلوچه میدهد .

مز  مز  ه نکرده تمام می شود .

تمام آلوچه های مزمزه نکرده ی  قرمز روزهایت

که طعم عشق می دهد

در  تمام ادمهایی که تقسیم کردی

تک تک نم گرفته ی ساعتهای بی حوصله گی و اشتیاق را .

روزهایی خوب ،روزهایی  بد

که می روند و می روند به حافظه ی بی انتهای تاریخ

کجایی تو ؟

.

عشقم . یارم . دوستم

وسوسه چشیدن یک لبخند

از سر طاقچه ثانیه که با تو ام

 هر چند کم ، ناقص ، نا تمام

که با خداحافظی های از سر اجبار

زود می گذرد

و مزمزه نکرده

 تمام می شود .

تمام روزهایی که به کوتاهی من بود ، تو جاودانی در خاطره ام.

من تمام می شوم .در روزهایی که کوتاه اند مثل زندگی.

 

پی نوشت : از اینکه مشاوره کنم بچه های کنکوری رو و بگم روزی اینقدر درس بخونید .چکار کنید که بیشتر درس بخونید و چکار منید که بهتر درس بخونید . اما خودم ...

حالم بد بد بد می شود . من رفتم .

 

 

   + کسی معمولی تر از همه ; ٩:٢۸ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٢٤ فروردین ۱۳۸۸
    comment نظرات ()

کور ، کور

تاس -

 

___   تاس می ریزم .

         و از تمام جفت های عالم

         مثل همیشه

        جفت یکش نصیبم می شود.

 

 

   + کسی معمولی تر از همه ; ٧:۳٤ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٢۳ فروردین ۱۳۸۸
    comment نظرات ()

تغییر آدرس . با طعم تلخ قهوه

آدرس قبلی وبلاگم رو تغییر دادم .امید وارم به این زودیا پیدا نشم .

خیلی وقته که چیزی ننوشتم .می دونم تمام پیچ رنکهای گوگل رو از دست می دم .

توی سرچ ها هم تا مدتها نمی یام .ولی خوب به قول لئو . . .

یا با فیل بانان دوستی نکن    یا خانه ای اندازه ی فیلهاشان داشته باش

 الحمد لله لئو تغریبا خوب شده . نمی دونم چرا ولی دوست ندارم اسم بیماریش رو بگم . ولی به جرات می گم از تمام بیماری هایی که شما میشناسید خطرناکتره.

این چند وقتی که نبودم قبل از عید یک غرفه در نمایشگاه بهاره گرفتیم ( با لئو ) و با دست خالی خالی 8 میلیون گردش مالی داشتیم .و اعتبار از دست رفتمون تا حد زیادی جبران شد . بیشتر می نویسم .و بیشتر از خودم میگم .

   + کسی معمولی تر از همه ; ۱٠:۳٧ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱٩ فروردین ۱۳۸۸
    comment نظرات ()