روزهایی به کوتاهی زندگی

روزهایی به کوتاهی زندگی

نقد , طنز , داستان , شعر , روزنوشت

بار دیگر نشان دادید . . .

30 خرداد

شنبه ی حماسی

حضور بی همتا

 

رکورد را شکستید . آفرین بر شما که نشان دادید غرور آفرینید .بالاترین آمار بازدید را رقم زدید.

 

پی نوشت : به طرز مشکوکی بازدید کننده گانم از آمریــــکا و انگلـــیس و اروپــا زیاد شده اند . خدایا مرا از این بیگانگان دور بدار . و شرشان را از سرم دور کن .خداوندا تو توبه پذیری .ازسر تقصیرات این بنده پر خطا بگذر . دست ( ایادی ) استکبار جهانی را از این وبلاگ دور بدار. همه بگویید آمین .

 

   + کسی معمولی تر از همه ; ۱:۱۸ ‎ب.ظ ; شنبه ۳٠ خرداد ۱۳۸۸
    comment نظرات ()

یادم آمـــد

وقتی که خوب فکر می کنم .

 

آره

 

تازه دارم متوجه می شم.

 

 

.یه جایی توی برگه رایم نوشتم احــــمدی نژاد.

.

.

.

 داره یواش یواش یادم میاد  .

کم کم خیالم داره راحت میشه .که من هم جز همون 24 میلیونم .

پی نوشت :به یک نتیجه وحشتناک دارم می رسم که یه بلاهایی سر یه چیزایی بیارم . امان از این روحیه خود سانسور، محافظه کار ، جوگیر ، بدون قرار و آرام ، فطرت جو ، کم قدرت ، زبان بسته  ،صلح جو ، اتحاد و همبستگی ، اعتماد طلب ، آزادی خواه ، اصولگرای ، اصلاح طلب  به دنبال استقلال ، آزادی ،جمــهوری اســـلامی ، . . .

 

 

   + کسی معمولی تر از همه ; ۱٢:۳٩ ‎ب.ظ ; شنبه ۳٠ خرداد ۱۳۸۸
    comment نظرات ()

تراژدی یک داستان

قصه ما

             به سر رسید

 

 

 

 

 

 

کلاغه رو سیاه ما

        هیچ وقت به خونه اش نرسید

                                      نمی رسد

                                         نخواهد رسید.

 

 

پی نوشت :گر حکم کنند که مست گیرند    در شهر هرآنکه هست گیرند.

 

لینک: گوگل مترجم خود را برای زبان فارسی هم آماده کرد .از این پس می توانید زبان فارسی و صفحات وب را  به ۴٠ زبان دیگر و بالعکس ترجمه کنید . آدرس در (اینجا)

ترجمه انگلیسی این وبلاگ رو می تونید با کلیک ببینید.

   + کسی معمولی تر از همه ; ٤:۱۳ ‎ب.ظ ; جمعه ٢٩ خرداد ۱۳۸۸
    comment نظرات ()

نازنین ملت

باز دوباره صبح شد
من هنوز بیدارم
کاش می خوابیدم


تو رو خواب می دیدم
گوشه ی غم

توی دلم زده جوونه
دونه به دونه دل نمی دونه

چه کنه با این غم

آیی ی ی ی
نازنین ملت .

 

پ. ن :حیف که تا صبح بیدار بودم .و امتحانام ریـ  ــده شد .

   + کسی معمولی تر از همه ; ۱٢:٥٩ ‎ب.ظ ; جمعه ٢٩ خرداد ۱۳۸۸
    comment نظرات ()

جاهایی که نمی شود حرف زد

ده ها وب نوشته هست که نظردونیشون برات بازه .

ولی بعضی نوشته ها  رو که می خونی و دوست داری از اعماق وجودت نظر بدی و نمی تونی .مثل اینکه کسی می گه  ایجا حرف نزن ! فقط بخوان . . .

  وب نوشت های  علی شیروی + ،  Acetaminophen  + ، آناستازیا + و . . .

   + کسی معمولی تر از همه ; ۱٢:٤۱ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢۸ خرداد ۱۳۸۸
    comment نظرات ()

نمایندگان کوچک ایران

دوستتون دارم

.

.

.

.

نه به خاطر پاهایی که ایران رو به جام جهانی نتونست ببره

که به خاطر دستهایی که به حمایت از ایران و مردم سبز بود.

پی نوشت : شاید تماشاگرهای ایرانی داخل ورزشگاه سانســـــــ و ر شدند و.لی متاسفانه یا خوشبختانه راهی برای حذف دستانی که نماینده کوچکی از مردم ایران بودند وجود نداشت .

   + کسی معمولی تر از همه ; ۱٠:٤٢ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٢۸ خرداد ۱۳۸۸
    comment نظرات ()

مقایسه خیلی بی ربط دو نفر

در این گیر و داد که همه ، همه را به آرامش دعوت می کنند یاد یک ینده خدایی افتادم که چند وقت پیش تقریبا داشت از تاریخ این مرز و بوم حذف می شد .یعنی بخواهم بهتر بگویم حذفش میکردند .این بنده خدا کسی بود که برای این کشور نه تنها یک نام بود بلکه نماد بود . مدال شجاعت داشت .غرور ملی بود و افتخار.

مسئله را سیاسی اش نکنید .این بنده خدا علی دایی بود . کسی که برای همه ما یک نماد از ایران بود. سر مربی تیم ملی بود . مایه افتخار و غرور ملی . اما همین فرد یک مشکل بزرگ داشت .این مشکل فقط عدم برقراری درست ارتباط با رسانه ها و مردم بود . وقتی خبر نگاران سر به سرش میگذاشتند کمی عصبانی می شد . کمی لحنش عوض می شد . اما همچنان سعی میکرد بی احترامی نکند . و حرفی نزند که به کسی بر بخورد

اما با تمام خدماتش برای ورزش و فوتبال این کشور و تمام جوانگاریی که کرد یک شبه بدون حتی یک باخت عزل اش کردند و تا مدتها نامی از او نیاوردند .انگار که اصلا از اول نبوده و نبوده .

خوب اینها را گفتم که یک یاد آوری کوچک کرده باشم . آقای احمدی نژاد که الان در کنفرانس شانگهای بسر می بری یادت باشد که شمایی که به بعضی ها خس و خاشاک می گویی و لحن صحبتت بد می شود . و این چنین نیروهای امنیتی و غیر امنیتی به جان مردم می افتند و می زنند و می گیرند و . . . .نکن . علی دایی این کار ها را نکرد و الان خبری ازاو در ورزش نیست . تلوزیون هم بارها به عدم تعامل درست او با مردم و رسانه  اشاره کرد . مطبوعات هم بارها گفتند  .گوش نکرد .او هم مخالفان زیادی داشت . خواسته یا نخواسته فعلا شما در سمت رئیس دولت این کشور هستی . یاد تیتر فردای  2 خرداد روزنامه رسالت در زمان خاتمی می افتم .14 میلیون به خاتمی رای ندادند .حالا هم 14 میلیون حداقل به شما رای نداده اند .این راهش نیست .شما خدمت گذار مردمی .

 

هزار راه برای رسیدن به خدا وجود دارد .

پی نوشت :پیشنهاد مهمی می کنم ،  خواهشا همه ی ، همه روز جمعه در نماز جمعه شرکت کنید .شمایی که در تهران هستی . این همه روز تلاش کردی که فلان کس رای بیاورد . این یک روز هم رویش. فردا از اول صبح به محل نماز جمعه بروید و در صف اول داخل صحن بنشینید. صدای شما به رهبری بهتر می رسد . ثوابش هم تقسیم !خیلی مهم است لطفا در انتشار این مطلب کمک کنید .

پی نوشت :لینک عکس

1-اولی یک خبر غیر تایید شده است که کسی که این عکس را گرفته نوشته بود که این برگه را در حوالی تهران در مسیر محل کارخانه اش پیدا کرده که یکم عجیب به نطر می رسد و نن.شته که تعداد برگه ها بالای صد تا بوده که کارگرها  همه را بر داشته اند و چند تا دست این بنده خدا افتاده .مطمئنا سوزاندن برگه ها که امن تر است تا در بیابان رها کردنشان ؟؟؟؟ (+)

2- این عکس بسیار جالب شباهت یا  یکی بودن دو نفر در دو موقعیت را نشان میدهد .که عکس شماره یک اش درپست قبل  بود و خودم هر دو عکس رو جدا دیده بود ولی متوجه نشده بودم (+)

3-از 29 هزار واجد شرایط 31هزار نفر رأی دادند!(+)

   + کسی معمولی تر از همه ; ۸:٥٥ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٢٧ خرداد ۱۳۸۸
    comment نظرات ()

چه می شود اگر. . .

پیشنهاد می کنم به عالی جنابان وزارت بسیار محترم کشور .

لطفا اگر بیشتر از این نمی خواهید اوضاع بدتر شود و می خواهید تدبیر به خرج دهید لطفا اجازه تجمع و اعتراض قانونی را صادر فرمائید .

این کار چند مزایا دارد که اگر از اول به مردم بیشتر توجه می شد مطمئنا این اتفاقات ناگوار نمی افتاد و خونها ریخته نمی شد .

  اول اینکه مردم به طور قانونی اعتراضشان را  بیان می کردند .

 دوم اینکه همه چیز تحت کنترل بود و اگر اوباشی داخل مردم میشدند راحت تر شناخته می شدند .

  سوم اینکه اگر راهپیمایی و اعتراضی در غیر زمان اعلام شده انجام می شد راحت می شد با آنها بر خورد کرد .( و حتما به مجازاتشان رساند )

چهارم اینکه هر کس و ناکسی از هر جای دنیا پیدا نمی شد که برای این مردم و این مملکت بخواد تعیین تکلیف کنه و بگه به مردم و رای شان احترام بگذاری یا نه .

پنجم اینکه اعتماد مردم به نیروهای مردمی مثل بسیج و ... کم نمی شد .

ششم اینکه هر کسی به خودش اجازه نمی داد با چوپ و چماق به جان مردم بیفته .مردم می گم نه کسانی که به طور سازمان یافته قاطی مردم شدن .

هفتم اینکه . . .

 . . .

پی نوشت 1: نمی دانم چرا اینها را که نوشتم به فکر من می رسد اما به فکر بعضی ها نمی رسد .

پ .ن 2 : هر چی اتفاق مهم تو دنیا وجود داره باید توی خرداد و تیر باشه .مثلا وقتی کنکور داشتم جام جهانی بود . وقتی امتحان آخر ترم داری انتخابات . 18 تیر . 2 خرداد و البته 22 خرداد که حالا حالا هم ادامه دارد .دیروز جام زهر را نوشیدم . امتحان ندادم و رسما به . . .  رفتم.

پ.ن 3: عالیجنابان را به این خاطر گفتم که وزیر بسیار محترم کشور هم به لطف خداوند و فعالیت اقتصادی خودش بسیار ثروتمند هستند و خوب کسی که ثروت دارد احترامش واجب است و دوم اینکه به لطف خداوند قدرت هم دارند . کسی که قدرت هم دارد باز احترامش واجب است و صد البته کسی که هم ثروت دارد و هم قدرت احترامش بیسار بسیار زیاد واجب است .

پ.ن 4: این جمله چقدر در قسمت پایین مطالب در پرشین بلاگ دمده شده " ارسال به جشنواره اصلاح الگوی مصرف " . فکر کنم این پست به درد اصلاح الگوی مصرف بخورد .

   + کسی معمولی تر از همه ; ۱٠:٤۳ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢٦ خرداد ۱۳۸۸
    comment نظرات ()

وطنم مثل تنم

تمام بغض قناری ها صدات و لرزونده

اجاق کینه پاییزی گلهات رو سوزونده

تو اون ستاره خاموشی که خواب تو رو برده

پیام سرخ شقایق ها تو قلب تو مرده

چشات مثه شب بارونی

دلت پر از غم پهمونی

مثه پرنده زندونی

بخون به ناله دل

مثال تیغ گل زردم

یه شعر خسته  پر دردم

ببین که قایق امیدم نشسته بی تو به گل

 

پی نوشت :

من کشورم رو دوست دارم ، من وطنم رو دوست دارم ،من مردمم رو دوست دارم ، من رهبرم رو دوست دارم .من ...

.

.

اما . . . . . .

عکس 1  (+) - عکس 2 (+) -عکس 3 (+)- عکس 4 (+)

   + کسی معمولی تر از همه ; ٤:٥٩ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢٦ خرداد ۱۳۸۸
    comment نظرات ()

من در ایران زندگی نمی کنم یا ؟

نمی دانم کدامش درست است ؟

1-من در ایران زندگی نمی کنم و بعضی ها و بقیه در ایران زندگی می کنند .

2- من در ایران زندگی می کنم و بعضی ها و بقیه در ایران زندگی نمی کنند .

اینها را که در پایین می نویسم دیروز در کنفرانس خبری بعضی ها گفته شد .

ایران با ثبات ترین کشور جهان است .
تا4 سال دیگر ایران به یکی از قدرتهای اقتصادی تبدیل  می شود .
پیشرفت ما در فرهنگ ده ها برابر خواهد شد.
وضعیت ایران بسیار عالی است.
همه در برابر قانون یکسانند .
مطمئنا تا 4 سال دیگر جایگاه ایران بسیار بسیار بر جسته خواهد شد.
آزادی در ایران در حد مطلق است.

حالا من نمی دانم من در ایران زندگی نمی کنم یا بعضی ها  .

و البته سرعت دیال آپ ما در حد ADSL است .و دروغ است که سرعت اینترنت را در حد افتضاح که گوگل را به زور باز می کند پایین آورده اند .دورغ است که پیامک ها قطع شده . دروغ است که نمی توانی به راحتی با هر کس در هر جای ایران با موبایل راحت صحبت کنی . دروغ است که سایتهای وردپرس ، کلوب ، فیس بوک ، فرندفید ، قلم ، نوروز ، کلمه و .. . قیـــلتر شده اند .دروغ است که همین صفحه مطلب جدید این وبلاگ به زور باز می شود .دروغ است که روزنامه ها هر چه دلشان می خواهد می نویسند .

البته باید اینها را به حساب این جمله بگذارید که :

ما نقص داریم و این دولت برای این آمده تا این کاستی ها و نقایص را بر طرف کند .

پی نوشت : حالت تهوع چه حس تکراری شده . ومدام اشک است که حلقه می زند برای تک تک مردمان این سرزمینم .و این جمله که نوشته " امکان اتصال به پرشین بلاگ وجود ندارد".

پی نوشت 2: نمی دانم این وحشی هایی که آمده اند و خوشون رو قاتی مردم کردند و فحش و ناسزا می دن و اموال رو تخریب می کنند و به خانوم ها تعرض می کننداز کدوم گوری پیدا شدن . شرم برشان باد.

 

   + کسی معمولی تر از همه ; ٢:٥٤ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٢٥ خرداد ۱۳۸۸
    comment نظرات ()

. . .

دلم می سوزد

.

.

.

.

دلم می سوزد

از باغی که می سوزد .

   + کسی معمولی تر از همه ; ۸:٥۸ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٢٤ خرداد ۱۳۸۸
    comment نظرات ()

هر چی آرزوی خوبه مال من - هر چی که خاطره داری مال تو

لئو خوشحال است و کسی دیگر .

من خوشحالیم رو پشت چهره ماتم زده از امتحان فردا قایم می کنم.

تا صبح به لطف قطعی پیامک ها با بچه ها تلفنی حرف زدیم و هزینه ها بالا رفت .هزینه وقت تلفی هم برای امتحان گرون تموم می شه . هرچند به بیخیالی دارم عادت می کنم.

لعنت به ریدر هایی که درست کار نمی کنند و همیشه عقبن . از دنیا ، از وبلاگستان ،از احمدی نژاد از خودم. و حتی عرضه رد شدن از موانع رو ندارند.

   + کسی معمولی تر از همه ; ۱۱:٤٥ ‎ق.ظ ; شنبه ٢۳ خرداد ۱۳۸۸
    comment نظرات ()

مردم ایران باهوشند

خیلی ها رو دیدم که با دست بند سبز پای صندوق نوشتند : محمود احمدی نژاد

نه تنها من ، اکثر آشناهایی که توی حوزه ها بودند و قسم می خوردند .

مردم ایران که به احمدی نژاد رای دادند با هوش هستند و این هوش اونها رو به رای به احمدی نژاد ترغیب کرد.و این رو یادمون نره که میزان رای ملت است.

در جشن رئیس جمهور منتخب شرکت میکنیم .تا ایرانی آباد ،متحد و یک پارچه داشته باشیم .هر چند این میزان رای چیزی کم از دوم خرداد نداشت . اون هم در ۴ ساله دوم انتخاب رییس دولت.این رو تعداد آرای داده شده به احمدی نژاد میگه.

پی نوشت : دیشب صحبتهایی رو از نیـــــــک آهنــــگ   کــــوثر ( می خواستم لینک کنم متاسسفانه ف . ــــلتر بود ) شنیدم که برام جالب بود . ایشون بازنده این انتخابات رو مطبوعات معرفی کرد. چرا که به عقیده ایشون مطبوعات نقش آگاهی دادن به مردم رو دارند نه آگهی دادن و جانب داری از نامزد خاصی . فقط باید اطلاعات رو به مردم بدن و تصمیم گیری رو به عهده خود مردم بزارن. ( البته به جز روزنامه و نشریات حزبی مثل اعتماد ملی )‌و لی ما نشریه مستقل کم داشتیم.و اکثر روزنامه نگار ها دائما و به طور پایدار له یا علیه کسی قلم زدند و کمتر مستقل عمل کردند .

هر چند این نقد باقی هست که چرا ستاد اینتخابات کشور بر عکس سالهای گذشته نتایج آرا رو به صورت منطقه ای یا استان به استان اعلام نکرد و رویه جدیدی رو در اعلام نتایج پیش گرفت .

لینک :

١- هر نامزد در زادگاهش چقدر رای آورده (‌اینجا )

٢- برخی گروه‌ها با اعتراض به سلامت انتخابات به شعور ملت توهین کردند( اینجا )

3- موسوی: پیروز قطعی انتخاباتم/ سایت‌های موسوی: ایرنا، فارس و رجا دروغ می‌گویند( اینجا )

٣- متاسفانه آفتاب و تعداد زیادی از خبرگزاری های حامی میرحسین از دیشب تا حالا به روز نشدندو خبری از اعلام نتایج ننوشتند و واکنشی هنوز نشان ندادند.

   + کسی معمولی تر از همه ; ۱۱:٠٧ ‎ق.ظ ; شنبه ٢۳ خرداد ۱۳۸۸
    comment نظرات ()

3<1

مرد ها ایستاده می میرند .

هر چند قبل از انتخابات می دونستم که احمدی نژاد در دور اول رای میاره .البته این دونستن یک حدس و تحلیل با اصرار شدید بود .و حالا چهار سال یا کمتر باید صبر کرد ومنتظر شدو دید که همه مردان و زنان  پاک ، پاک ، پاک  این سرزمین ایستاده میمیرند . . . .

   + کسی معمولی تر از همه ; ٩:۳٠ ‎ق.ظ ; شنبه ٢۳ خرداد ۱۳۸۸
    comment نظرات ()

قبل ازاعلام نتایج می نویسم .

هر کی می خواد رای بیاره بیاره . حتما انتخاب مردم بوده و مردم هم لیاقت کسی رو دارند که بهش رای دادند می خواد هر کدوم از این چهار نفر باشه .

من ساعت ١٠:٣٠ شب رای دادم .در مدت ٢٠ دقیه ای که در محل اخذ رای بودیم به مدت ١٠ دقیقه برق مدرسه قطع شد . این اتفاق در حالی افتاد که تمام خانه های اطراف حتی خانه سرایدار برق داشت !

از ساعت ١٠ شب حتی قبل تر که ما با ماشین توی شهر می چرخیدیم .تعداد بسیاری از مردم پشت درهای محل های اخذ رای مانده بودند که به مردم اجازه ورود رو نمی داند که علت بسیاری از اونها تمام کردن تعرفه رای بود .

از ساعت ١٠:٣٠ و حتی قبل تر درهای حوزه های زیادی بسته بود و اعتراض شدید مردم به این اقدام که به دلیل تمام شدن تعرفه یا ازدحام جمعیت اجازه ورود نمی دادند . حتی با چند سرباز که صحبت کردم گفت هر کسی اینجا یک چیزی میگه و من کاری که بهم میگن می کنم .

تعداد زیادی از مردم به دلیل رای نداد و پشت در ماندندو  در حداقل ۵ ، ۶ حوزه که من رفتم متفرق شدن و نتوانستند رای بدهند .

تا اینجا در چندین حوزه که  من خبر دارم و شمارش تمام شده محمود احمدی نژاد با اختلاف جلو افتاده . الان یه خبر هم از سایت رجا نیوز روی سایتشون رفت که در ساعت ١٢:۵٠ نیمه شب  رسما پیروزی رو اعلام کردند که من نمی دونم از کجا !؟

و در آخر اینکه یکی از دوستان می گفت ما که نفهمیدیم تو چیکار می کنی ؟ از اول تو ستاد نسیم میر حسین بودی ،بچه ها تو ستاد احمدی نژاد دیدنت . از قبل هم می گفتی که  علاقه قلبی به کروبی داری و حالا فقط نقل قول از رضایی می کنی که به ندای قلبتان گوش بدین و به اصلح رای بدین !!

لینک:

١-گزارش تکان‌دهنده کارکنان وزارت کشور درباره صدور حکم شرعی تغییر آراء(اینجا)

٢-حضور گسترده مردم و نگرانی از کمبود تعرفه‌ها (اینجا )

3- خیلی جالبه ساعت 1:40 شب و سایت ایرنا که خبرگزاری جمهوری اسلامی هست و از حامیان احمدی نژاد به دلیل شلوغی سرور بالا نمی یاد .و تعدا زیادی از سایت های طرفدار موسوی ف . یـــلتر شده .

پی نوشت :به هر کی رای دادم حدالاقل اش  پیش وجدانم سر بلندم . و در آینده افسوس نمی خورم که چرا و برای چه به ... رای دادم ..خیلی دلم گرفته .این شور مردم ، این کشور پر از ثروت ، این همه نقص ، دروغ ، دزدی و مردمی که . . فراموش میکنم.باید دید یک روز روزه که نذر کردم رو باید ادا کنم یا نه ؟

   + کسی معمولی تر از همه ; ۱٢:۳٦ ‎ق.ظ ; شنبه ٢۳ خرداد ۱۳۸۸
    comment نظرات ()

مقایسه ادعاهای اقتصادی نامزدها

من در این پست فقط و فقط به گذاشتن چند لینک اکتفا می کنم . هر کسی خودش می تونه تصمیم بگیره . این لینکها مربوط به 1) درگاه آمار ایران و 2) مربوط به بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران هست .به وضوح در مورد آمار این دو سازمان اختلاف معنی داری وجود داره . مسئله مهمی که هست اینه که شما قبل از دانلود نمودار ها تصمیم و تحلیل خودتون رو انجام بدین که آمار و نمودار های موجود ارائه شده کدام سازمان به طور مستدل معتبر تر و قابل اکتفا تر هست . و از روی نمودارها و انطباق با علائق خودتون تصمیم گیری نکنید .

و اینکه قبل از مشاهده نمودارها و سر زدن به سایت های مربوطه اطلاعات خودتون رو در مورد مرکز آمار ایران که بیش از 40 سال در تولید آمار برای برنامه ریزی کشور نقش داره یا سایت بانک مرکزی که اسم  همین سازمان برای ارائه آمار کافی هست .

1) ضریب جینی در سال 1387 ( اینجا )

2) ضریب جینی در سال 1376 تا 1378 ( اینجا )

3) متوسط نرخ تورم در سال های منتهی به همین دولت ( اینجا )

4) کل جداول و نمودار خای مربوط به آمار های اقتصادی کشور( اینجا )

این توضیح رو لازم می دونم که پایین بودن ضریب جینی به منزله کم شدن اختلاف طبقاتی در بین اقشار غنی و فقیر جامعه است .و اینکه لینک 1 و 2 مربوط به مرکز آمار ایران و لینک 3 و 4 مربوط به بانک مرکزی ایران است .

در آخر می تونید بیانیه بانک مرکزی رو در مورد آمار ارائه شده در اینجا بخونید .

   + کسی معمولی تر از همه ; ٧:٥٢ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱۸ خرداد ۱۳۸۸
    comment نظرات ()

سبـــــــــــز مثل . . .

سبز

این روزها زندگی سبز تر شده

مچ بندها مان سبز

روبان کیف ها سبز

لباس ها سبز

حتی قرار است سفره هامان سبز شود

و دلهایی که به آینده ،سبز شکوفه می زنند .

اما. . . . 

اما راستی . . .

زبان هامان  چه می شود .

که  سرخ اش  سر سبز میدهد به باد .

تذکر  :این نوشته با الهام از فصل سبز  بهار سروده شده است .

   + کسی معمولی تر از همه ; ۳:٢٠ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۱۱ خرداد ۱۳۸۸
    comment نظرات ()

به مناسبت روز بدون دخانیات

سیگار

 

تقریبا به تعداد انگشت دست مغازه و سوپری میشناسم  که وقتی می رم توی مغازه کافیه که پول رو روی پیشخوان بزارم تا مغازه دار بدون اینکه سوالی کرده باشه چند نخ از همون همیشه گی ها بده !! 

این مغازه ها صرفا جهت خرید دخانیات استفاده می شوند.

آی ی چه کیفی داره وقتی می ری تو مغازه هایی که صاحب مغازه می دونه تو ازش چی می خوای .و فقط این چند کلمه رد و بدل می شه :

_ من : سلام

_ صاحب مغازه :سلام

من : بفرما ( وقتی پول رو می دم )

_بفرما(‌ وقتی چند نخ وینستون بهم میده )

من : خداحافظ

_صاحب مغازه :خداحافظ

   + کسی معمولی تر از همه ; ۱۱:٥٤ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱٠ خرداد ۱۳۸۸
    comment نظرات ()

والعاقبه المتقین

یک ضرب المثل چینی هست که میگه به جای اینکه به دیگران ماهی بدی ماهی گیری رو نشونشون بده . با خانه درست کردن برای افراد یک محله در ایلام و نامه های شخصی مشکلات بی خانه مانی و اشتغال جوانها ، زنان سرپرست خانه وار ، بی خانه مان ها و ... حل می شود؟

بسی غصه دار شدیم .

راستی دیروز دایی بزرگ ما از سفر کیش برگشت . این رو به جهت تشکر از دولت میگویم چرا که او یک بازنشسته است که مدتهاست در خانه با زن پیرش زندگی می کند .و هیچ تفریح و سرگرمی ندارد . اما به لطف دولت مهرورز به یک سفر چند روزه در جزیره زیبا و دیدنی کیش دعوت شد تا از زحمات یک عمر او تقدیر و تشکر شود . منتها این بنده خدا  چون سن بالایی دارد و پای راه رفتن ندارد و چشمانش هم بعد از چند بار عمل کردن فقط از فاصله نیم متری با عینک ذره بینی تلوزیون می بیند وقتی که می خواهد به دلیل مشکلات عدیده مالی پول سفر را بگیرد موافقت نمی کنند و او مجبور به سفری مفرح می شود که هم فال است هم تماشا تازه رایگان هم هست ، برود . اما در تمام طول سفر از موهبات بصری نصیبی نمی بیند و هر جا کاروان می رفته در گوشه ای می نشسته  تا انها بروند و برگردند و تمام دیدنی ها را  از زبان زنش می شنیده .

بسی غصه دار شدیم.

گونی سیب زمینی که به فرهنگیان داده بودند آنی که نصیب ما شد به دلیل ریشه زدنش نصفش قبل از مصرف راهی زباله دانی شد .

بسی غصه دار شدیم

.هر چند کارهای این دوره ارزش بالاتری از فیلم تبلیغاتی داشته است .

یاد باد آن جمله معروف دکتر در چیزی حدود ۴ سال پیش که فرمودند :" چرا ما شعور مردم رو دست کم می گیریم .آیا مشکل جوون های ما مشکل موی سرشونه !!"

تا یادم نرفته این رو هم بنویسم که گریه اون دختر بچه که آقای رئیس جمهور رو حتی بیشتر از باباش دوست داره دل ما رو کباب کرد .آی ی ی ی ی . چه پدر بی توجهی داره بنده خدا ، که توی ٨-٩ سال از عمرش مهرش به دل بچه اش ننشست

و در یک نگاه دل و دیده هر دو باختیم و خرسندیم .

   + کسی معمولی تر از همه ; ۱٠:٢۱ ‎ب.ظ ; جمعه ۸ خرداد ۱۳۸۸
    comment نظرات ()

من فقط اشتباهی بودم

ضایع شدن

 

 

توی ستاد با لئو بودیم .افراد زیادی داخل می شدند .و بعد از آشنا شدن با چند و چون فعالیت ها می رفتند . چند نفر از اونها از دوستای خانوادگی لئو بودند .که پس از سلام واحوال پرسی با لئو من به اونها و اونها به من معرفی شدیم . تا اینجا هیچ اتفاق غیر منتظره ای نیفتاده بود . تا اینکه .. . .

یکی دو ساعتی گذشته بود که ما توی ماشین در راه برگشتن بودیم . پشت چراغ قرمز توی ترافیک بودیم .توی ماشین جلویی دو تا خانوم نشسته بودند .که خانوم راننده توی آینشو نیگا کرد و شروع کرد با هیجان تمام به دست تکون دادن .خانوم بقلی هم که آفتاب گیرش رو پایین داده بود و از توی آینه داشت ما رو نگاه میکرد هم دستش رو تکون داد و سلام و احوال پرسی کرد .

تا اینجا هم هیچ اتفاق غیر منتظره ای نیفتاده بود . اما ضایع شدن ازاینجا شروع شد که من به عنوان حس نوع دوستی ندیده و نشناخته شروع کردم به دست تکون دادن و ابراز احساسات نمودن . از لئو می پرسم اینا رو میشناسی . میگه آره دیگه همونان که نشونت دادم . آی ضایع شدم آی ضایع شدم .

اونا برای لئو دست تکون می دادن .

٢ _مادرم امشب مسافر بود . و طبق عادت معمول دیر به اوتوبوس رسید . به هزار زحمت با ماشین جلوی اتوبوس آماده حرکت رو گرفتم . با مادر که توی اتوبوس اومدم تا از صندلیش مطمئن شم .توی اتوبوس دو نفر از دخترای دانشگاه رو دیدم که فقط توی محوطه چشمم به چشمشون خورده بود . و هیچ آشنایی از قبل نداشتیم .یکی شون خودش سلام کرد و من  هم جواب سلامشو  دادیم . و خداحافظی از مادر .و پیاده شدن از اتوبوس .

تا اینجا هم هیچ اتفاق خاصی رخ نداده بود .اما ضایع شدن از آنجا آغاز شد که من بیرون اتوبوس منتظر بودم تا اتوبوس راه بیفته . اتوبوس آماده حرکت یود که بر حسب اتفاق اون خانومی که سلام کرده بود از همون طرف پنجره از سر جاش بلند شد و بیرون رو نگاه کرد .و اتفاقا با  لبخندی بر چهره شروع به دست تکان دادن کرد. من  هم که کسی غیر از خودم رو اطرافم ندیده بودم به طور غیر ارادی مثل وقتی که یک نفر همین جور سلام می کنه و تو هم جواب سلام میدی شروع کردم به دست تکون دادن .یک لحظه به خودم اومدم و آقایی رو که چند قدم اونور تر وایساده بود دیدم که داره به طور کاملا اتفاقی با همون دختره خداحافظی می کنه .

آی ضایع شدم . آیی ضایع شدم .  پشت سرم رو هم نگاه نکردم .

بهترین کار در این مواقع ترک محل مورد نظر و حرکت به سمت کوچه علی عرب است .

نتیجه اخلاقی : هیچ گاه ابراز احساسات دیگران را به خودتان نگیرید . به شدت یاد سکانس های اول فیلم مرد عنکبوتی وقتی که داشت وارد دانشگاه می شد و چند تا دخترا براش دست تکون می دادند .و اون به خودش گرفت ولی  با دوست همکلاسی پشت سرش بودند که چند قدم عقب تر داشت به سمتشون می رفت می افتم . یه چیزی تو مایه های حس همدریدی پس از ضایع شدن

نتیجه ٢: احیانا هیچ شباهتی در آینده بین من و مردی که قرار بود عنکبوتی شود وجود نخواهد داشت .هر چند خدا را چه دیده اید .شاید ما هم وبلاگ را بستیم و به دنبال تار های تنیده زندگیمان رفتیم.

 

   + کسی معمولی تر از همه ; ۱٢:٢۳ ‎ق.ظ ; جمعه ۸ خرداد ۱۳۸۸
    comment نظرات ()

دلم لرزید

توی ستاد یکی از کاندیدا اونو دیدم .

یکم دلم لرزید . انتظار دیدن هم کلاسی سابق رو نداشتم .

.

.

چند تا از دوستاش وارد ستاد شدند . بعد از سلام و حوال پرسی با اونها منو که چند متر اون ورتر روی صندلی نشسته بودم نشونشون داد . یکم دلم لرزید .

.

.

لئو صورتشو بهم نزدیک کرد . گفت بیا کارت دارم .گوشم رو که نزدیک بردم . بهم گفت مطمئنم تو کارته و خوشش ازت میاد .به زودی خبرهایی خوبی میفته .

خیلی دلم دلرزید .

.

ترک کردم که دلم بلرزد . حتی برای یک ثانیه .خدایا این  خواب هم دروغ باشد .

پی نوشت : کتاب خاطرات روسپیان سودا زده مارکز رو یکی ازم خواسته بود .نسخه موبایلی رو فرصت نکردم پیدا کنم . هر چند برای خودم عادت شده که بهترین کتابها رو با موبایل بخونم اما نسخه پی دی اف رو از اینجا می شه دانلود کرد . برای یکبار خوندن بد نیست . هر از چند گاهی یاد خط نوشته های مارکز می یوفتید که چگونه یک پیر مرد 90 ساله عاشق دختر باکره ای می شود و قصد دارد در شب تولد 90 سالگی اش با او . . . (اصلا خودتان بخوانید . . .  )  حجم فایل 353 kb .

   + کسی معمولی تر از همه ; ٩:٠۱ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٤ خرداد ۱۳۸۸
    comment نظرات ()

نمایشگاه رسانه های دیجیتال و دل خون ما

 

اخیرا این جا که ما هستیم نمایشگاهی برگزار شده با نام رسانه های دیجیتال .

به نمایشگاه که رفیتم از شرکتهای مختلف انواع نرم افزار ها و سی دی با موضوعات  قرآنی و کودکان ، فیلم و بازی موجود بود . بیشتر شرکت های شرکت کننده با موضوعات علوم قرآنی بودند که انواع سی دی های قرآنی رو در زمینه قرائت ، تفسیر ، رو خوانی و ترجمه گویا عرضه می کردند .چند تا مسئله رو توی نمایشگاه دیدم که باعث تاسفم شد که به طور مختصر بعضی از این مطالب رو می نویسم .

١_‌  مهمترین مسئله این هست که الان هر کی بخواد یک سی دی آموزش قرآن یا علوم قرآنی رو تهیه کنه،‌بعد از نصب نرم آفزار و در اولین راه اندازی با چند آیه از قرآن مواجه میشه که در پایین آیه شما رو به آیه قسم دادند و مدیون کردند که این سی دی کپی نباشه و شما رو از سخت ترین عذاب های الهی بر حضر داشته اند که این نسخه اصلی نرم افزار باشه ؟!!

در ادامه>>

ادامه مطلب
   + کسی معمولی تر از همه ; ۱٢:٢۸ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۳ خرداد ۱۳۸۸
    comment نظرات ()