روزهایی به کوتاهی زندگی

روزهایی به کوتاهی زندگی

نقد , طنز , داستان , شعر , روزنوشت

قهوه تلخ

توی خیابان بیلبورد سریال جدید مهران مدیری رو زدن . میگم این سریال جدید مهران مدیری که توی فروشگاهها و سی دی فروشی ها می فروشنش . دیگه توی تلویزیون پخش نمی شه .باید هر هفته قسمت های جدیدش رو بخری.

قهوه تلخ - مهران مدیری

با تعجب می گه تو رو خدا ؟ من فکر میکردم تبلیغ قهوه است . مهران مدیری رو آوردن برای تبلیغش .

 

پی نوشت : هر چند تلخ تر از این قهوه این وضعیت که مردم بجای دیدن طنزهای سرگرم کننده و مفهومی مدیری پای سریال های فارسی 1 بشینن تا عطایش به لقایش بخشیده شود احیانا.

   + کسی معمولی تر از همه ; ٤:۳٧ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢۳ شهریور ۱۳۸٩
    comment نظرات ()

شعر

چه راه هایی رفتم تا که فهمیدم جز تو راهی نیست .

خلاصم کن از عشقهایی که گاهی هست و گاهی نیست.

 

همین یک شب!

   + کسی معمولی تر از همه ; ۳:۳٩ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱۱ شهریور ۱۳۸٩
    comment نظرات ()

روزهای سخت

سر نخواستنمون  عجب دعواییه . . . . . . !

 

پی نوشت :زن از این متأثر نمیشود که به او توجه نکنید، بلکه تأثر او از این است که به او توجه کنید و بعد از او دور شوید.                   "تواین"

   + کسی معمولی تر از همه ; ٩:۱٧ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۸ شهریور ۱۳۸٩
    comment نظرات ()

یه روز و روزگاری . . . محبوب بی وفایی . . .

از بازیهای زندگی نمی تونی خودت رو کنار بکشی .

مث همین بازی که بهش می گن جناق شکستن .

این بازی فقط و فقط دو نفره باید انجام بشه . نمی دونم چرا هیچ وقت این بازی رو یاد نمی گیرم .همش میگم بلدما اما بازم میگن تو باختی .

جناق رو که می دونی چیه . یه تیکه از استخونه سینه است . یعنی مهم ترین استخون سینه است. یکم اونور تر از قلب . درست اون وسطا .دو نفر که می خوان با هم جناق بازی کنن  هر کدومشون یه تیکه از جناق رو می گیرن دستشون .به هم قول می دن که تا آخر بازی کنن. اونوقته که با هم فشارش می دن که بشکنه . خوب که از هم جدا بشه .اون وقته که بازیشون تازه شروع می شه .

عکس : جناغ سینه

 اما بازم هیچ وقت نتونستم این بازی رو یاد بگیرم . مگه نباید همیشه " یادت " باشه . خوب من همیشه یادم بود اما اون هر روز و هر لحظه که می تونست سعی می کرد به من بگه که یادت نیست . فراموش کردی . بازم می گفتم یادم بابا جون یادم .

اما بازم سعی می کرد کاری کنه که من فراموشم بشه .

اما با این همه هیچ وقت نمی تونم این بازی رو برنده بشم . بازی جناق شکستن رو می گم .همون بازی که جناق رو از هم جدا می کنن . اما نمی دونم چرا آخر بازی که می شه . همیشه تو می گی که برنده بازی تو ای .نمی دونم چرا من که همیشه یادمه . همیشه یادمه  .

اونی که همیشه یادش می ره تویی.

ولی نمی دونم چرا توی یه فرصت خوب میای و می گی : یادم تورو فراموش .

اونوقت من میام میگم "یادت منو فراموش"؟ آخه چرا یادت منو فراموش.؟اما تو سر تکون می دی.

          میگی راهی نداره ، یادم تو رو فراموش .

همش جر می زنی . می گی من برنده شدم .بازم تو باختی . یادم تو رو فراموش !

دیگه خیلی وقته از این بازی ها بدم می اد. بازی هایی که قانونش اینه که فراموش نکنی . اما طرف فراموش می کنه . تازه آخر سر هم میاد بهت میگه یادم تو رو فراموش . تو باختی .

از این بازی ها بدم میاد. از این بازی ها که من همش یادمه و تو می گی فراموش .از این بازی ها که من همش بی خودی می بازم .از این بازی ها که درد داره . از این بازی ها که اشک داره .از این بازی ها کار با قلب و استخون داره .از این بازی ها که بازنده توش برنده می شه .  از این جناق شکستن ها بدم میاد .

بازم" یادت منو فراموش "

تو که یادت می ره ولی من یادم بود . تو یادت رفت اما بازم جر زدی گفتی :

"ی ا دم   ت و     رو    ف ر ا م و ش "


پی نوشت :

دوتا آدم یه روزی

به رسم عشق ودوستی

به یاد یاد یاران

خسرو ، شیرین و فرهاد

با مهر و عشق و دوستی کنار هم نشستند

با هم جناق شکستند.

رسم بازی همین بود

هر لحظه باشه یادش: "یادش به یاد یارش "

یه روز بهش گل بدی . یه روز بهش شقایق

تا که " یاد "ش نره اون رسمو تو اون دقایق

 

یادش باشه      که اگه یکیشون

یادش رفتو می خواست که کم بیاره

بهش بگی آهای رفیق

بازی یه رسمی داره

یادت نره و هرگر غصه برت نداره

من یادتم عزیزم

غصه ات یه چاره داره .

 

حرفهای عاشقونه حتی تو این زمونه

گل و حلقه و شمعدون ، عطر و گلاب ، دلبرجون

اینا همه بهونه است،  از ما به هم نشونه است

که یادت نره      ،    یادت باشه

عهدمون همیشه سر جاشه

 

یادت باشه یه روزی باهات جناق شکستم

یات باشه   پای قول و قرار     نشستیم

سالها گذشته حالا ،

تو شدی    رند    و     باهوش

اومدی که بگی بم ،

                    "یادم تو رو فراموش "

                           حامی

   + کسی معمولی تر از همه ; ٢:٠٥ ‎ب.ظ ; شنبه ٦ شهریور ۱۳۸٩
    comment نظرات ()

محکم تر

 

یه تیکه ازش مونده بود فقط اومدی کار ناتمومت رو تموم کنی ؟

 

قلبم به گ .   رفت.

   + کسی معمولی تر از همه ; ٥:٠٤ ‎ق.ظ ; شنبه ٦ شهریور ۱۳۸٩
    comment نظرات ()

نشانه

"   تُجْزَوْنَ مَا کُنتُمْ تَعْمَلُونَ   "

تحریم 7

نتیجه آنچه کردید می بینید .

   + کسی معمولی تر از همه ; ۱۱:٤٠ ‎ق.ظ ; جمعه ٥ شهریور ۱۳۸٩
    comment نظرات ()

این هم یه دلیل دیگه

آزار یعنی قسمت نظرات وبلاگ رو ببندی بعد تند تند بیای سر بزنی ببینی کسی برات نظر جدید گذاشته .

 

پی نوشت :من استادم رو می خوام ;

مشکل خویش بر پیر مغان بردم دوش
کو به تایید نظر حل معما می‌کرد

   + کسی معمولی تر از همه ; ۱:٢۳ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٤ شهریور ۱۳۸٩
    comment نظرات ()

?only

اگه " تنها صداست که می ماند "

پس چرا این خاطره ها هنوز هستن .هان ؟ چرا

 

   + کسی معمولی تر از همه ; ۳:٠٦ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٤ شهریور ۱۳۸٩
    comment نظرات ()

سکوت

 

بعضی آهنگ ها هستن که جز با سیگار و یه خاطره نمی تونی گوششون بدی .

مثل همین آهنگ سکوت محسن یگانه.

پی نوشت : تمام عوامل و تو دست به دست هم داده اید تا دوباره به دیوانگی بر گردم.

   + کسی معمولی تر از همه ; ٢:٢٩ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٤ شهریور ۱۳۸٩
    comment نظرات ()

low of the love

uar

همیشه اونی که عاشق تر ،  بازنده است .

   + کسی معمولی تر از همه ; ۱۱:۳٦ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱ شهریور ۱۳۸٩
    comment نظرات ()