روزهایی به کوتاهی زندگی

روزهایی به کوتاهی زندگی

نقد , طنز , داستان , شعر , روزنوشت

خود فریبی

عادت کرده ام  که تند تند، رابطه هایی را که به مرور و پس از مدتی طولانی شکل می گیرند را بهم می زنم . رابطه هایی که سعی می کنم که جای تو را برایم پر کند . رابطه هایی که از اول اشتباه شکل می گیرند و خیلی زود متوجه می شوم و تلاش بی وقفه ای را که برای ایجادشان کشیده بودم را نابود میکنم . خودم را مدام گول می زنم و درست در زمانی که می خواهم باور کنم که کسی جای تو را در قلب و ذهنم پر کرده است تمام گلبول های سفید خاطراتت همه چیز را خراب می کند .

سعی خواهم کرد مجدد ، پس از تمام این آدم هایی که مدیونشان شدم . سعی خواهم کرد برای تمام قلب هایی که شکستم . روزی موفق می شوم که دینی را که به من بدهکاری به سادگی یک لبخند ببخشم .

پی نوشت : داماد و خواهری آمدند . بقیه ای که لازم بود بنویسم پرید .

   + کسی معمولی تر از همه ; ٩:٤٩ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱۱ دی ۱۳٩٠
    comment نظرات ()

 

مدتی است ....

هیچ کس همراه نیست ،

 

تنهای اول.

 

پی نوشت:تنهایی موضوع نیست . تنها شدن درونی موضوع است . نوعی بیگانه شدن با خود خودت . آنکه میشناختی و حالا  . . . 

پی نوشت 2: مدتیه  کنار تو که می ایستم تنها می شوم .حتی تنهاتر از زمانی که نیستی . چرا که وقتی نیستی به یادتم با اونی که بودی ولی وقتی که پیشتم  نه تو اونی هستی که من می شناختم و نه من اونی ام که تو می شناختی . نتیجه اش می شه این پست و خیلی چیزای دیگه .

   + کسی معمولی تر از همه ; ۱٠:۱۳ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۸ دی ۱۳٩٠
    comment نظرات ()