روزهایی به کوتاهی زندگی

روزهایی به کوتاهی زندگی

نقد , طنز , داستان , شعر , روزنوشت

 

صبحی تازه
از یک زندگی تازه
بدون تو.
که چه؟
......
.........  
اما، ... ... ...
دیگرانی هستند
بسی بهتر. . .  
با تعلقی بیشتر. . . .
به من؛
که مرا شاد می سازند
و من نوید بخش خوشبختیشان هستم
و تا آن زمان
لااقل، .  .  .  .  .
خودم هستم.
هر چند خالی از تو.
و همواره با آرزوی نیکخواهی برای تو.
و حتی خودم را. .  .   .    .    .
 بیشتر دوست خواهم داشت.
از این گذشته ... ...  ...
هر روز خورشید طلوع میکند.
شاید این  .  . 
 پایان ماجرا
 برای  ما باشد!!
 

   + کسی معمولی تر از همه ; ٥:۱٤ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٢٢ مهر ۱۳۸۳
    comment نظرات ()