کسی به حرف ما گوش نمی دهد - روزهایی به کوتاهی زندگی

روزهایی به کوتاهی زندگی

نقد , طنز , داستان , شعر , روزنوشت

کسی به حرف ما گوش نمی دهد

 

 قلضی

توی کل مدتی که دنبال پرونده کلاهبرداری که از ما شده بود رفتیم و حالا خودمون هم ظاهرا .... هستیم .یک چیز برام بسیار ملموس و جالب بود و اون هم اینکه در کل نظام قضایی از دادیار تا بازپرس تا دادستان و ... گرفته تنها کسی که کاملا به حرفهامون گوش کرد همون شخصی بود که در دادگاه نشسته بود و یک میز آهنی کوچیک جلوش بود وروی یه پارچه نوشته بود تنظیم دادخواست .

دیروز جناب بازپرس پرونده حتی به خودش زحمت نداد که سرش رو بالا بیاره و ومنو نگاه کنه و وقتی که ازش خواستم تا به مدارک من نگاه کنه و بذاره 30 ثانیه حرف بزنم.فقطهمین یه جمله رو گفت : بیرون !!

بسیار درد آور که در حکومت اسلامی یک قاضی چنین رفتاری داشته باشه .چرا که همهی چیزههایی که من درآخرین دفاع نوشته بودم مستند به مدارکی بود که در دستم بود و می خواستم به به بازپرس پرونده نشان بدم .هر چند که در رونده مکپی مدارک موجود بود اما در یک پرونده ای که بالای 400 صفحه ورق داره و قطر اون از دو جلد کتاب توماس ریاضیات دانشگاه بیشتره وچیزی قریب 10سانت شده چطور می خواد مدارک منو نگاه کنه که دال بر بیگناهی یک فرد و چطور می خواد کیفر خواست صادر کنه در حالی که فقط می خواد من آخرین دفاعم رو بنویسم .و چیزی نگم .

می خوام پر حرفی کنم و یه داستان رو از تذکره الاولیا عطار بگم .

مردی بود که پسری داشت قاضی .وهر کدام زندگی خود می کردند .با آنکه پیر مرد از تنگدستی به رنج افتاده بود اما هر گاه که پسر او به وی مطاعی می داد قبول نمی کرد .و هر گاه او را به منزلش دعوت می نومود از غذای پس قاضی اش میل نمی کرد .چنان بود که می دانست پسرش سعی در اجرای عدالت دارد و حقی را نا حق نمی کند ولی پیر ما احتیاط پیشه می کرد و لب به نان پسرش نمی زد .چنانکه هر گاه پسرش به فقرا هم غذا می داد به آنها می گفت که نانی که می می خواهید بخورید نان یک قاضی است و حال که می دانید میل با شماست که بخورید یا نه .بدین منوال عمر گذراند و یک بار که فقیری نان پسرش را به رود نیل انداخت آن پیر تا آخر عمر دست از  ماهیان رود نیل که از آن نان خورده بودند شست .و هیچ گاه دیگر ماهی رود نیل نخورد .

نقل به مضمون با تلخیص از خودم/

 

پی نوشت :‌برای مطلب قبل این پا نوشت رو می نویسم .

من هم مثل همه ی آدمهای غیر سیگاری با این نظر موافقم که یکی از غیر قابل تحمل ترین چیزهایی که در کل عالم وجود داره اینه که بخوای دود سیگار یک نفر رو که داره سیگار می کشه تحمل کنی .و این بسیار رنج آوره.

ولی خود سیگار ....!!

امتحان نکنی یه موقع .

   + کسی معمولی تر از همه ; ۱:٥٤ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢٦ اردیبهشت ۱۳۸٧
    comment نظرات ()