آلوده - روزهایی به کوتاهی زندگی

روزهایی به کوتاهی زندگی

نقد , طنز , داستان , شعر , روزنوشت

آلوده

هر آنچه را که
یاد آور تو بود،
در تاریکی شب
با آیینی خاص
به انضمام اشک و سکوت
از خود دور ساختم
گمان می بردم
آلوده اند...
یاری ام نکرد.
و حالاپس از مدتی
فهمیده ام ؛
این منم
که آلوده گشته ام
. . . .
_ آلوده تو _

   + کسی معمولی تر از همه ; ٧:٥۸ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٧ آبان ۱۳۸۳
    comment نظرات ()