وقتی من در دستان قلم می نویسم - روزهایی به کوتاهی زندگی

روزهایی به کوتاهی زندگی

نقد , طنز , داستان , شعر , روزنوشت

وقتی من در دستان قلم می نویسم

ابریم . . . .  
بی هیچ دلیل و با هزار دلیل - از این آتش افروزی ها 

به تنگ آمدم - از این به ظاهر اشکها به تلخی لبخندها 

دلهره ها همراه با تکه تکه 

  با آب سرد قرصها - 

 بیهوده نیست - فاصله ی لب ها بالا ، ابرو پائین

پلک پلک گریه ، تیک تیک مسیج 

پوم پوم طلب کار ، دنگ دنگ کوفته سر 

مستی ام درد منو دیگه دوا نمی کنه 

پک سیگار - لذت بیخیالی 

ترس آبرو - جام شوکران 

وای - وای - این همه هجمه - فکر و خیال کمی به یک - به نیمه شب

شیر سرد - شبکه های خبری ، چه بی خبر 

سوگند اجباری - برعهد دلداری -ای هم درد تو که می دانی 

در این سفید ، بی خط کاغذ - آهای آدمها ورق می فروشم - کاغذ می فورشم 

فخر نمی فروشم 

آی آدمها - نمی خواهم خوانده شوم - فقط کمی گفته شوم 

بی مخاطب فریاد می زنم - اما بی باک - من رهبر ارکستر سمفونی پاریس هم نیستم 

شرط می بندم که تا آخر نرسی - وسط راهی - آقا این بقلا نگه دار 

رهبر یک مغز و دو دست- حتی یکی بی اختیار 

می نویسم روی کاغذ - می لغزم روی ورق 

کاش جفتم . . . . . . . . 

آی جفتم - کجایی - چقدر دیر شده - نمی آیی

یکم دیگر به زودی میآیم 

می غلتیدم - با زبان - با لب  

گرمی جفت ها – قصه ی افسانه های – باور کن – دور نیست 

آ ن گوشه - کمی پائین تر - از همین جا -یک رختخواب خالی 

چراغ روشن - و من این گوشه - کمی بالاتر 

شب پر هذیان - داغ کردم - شعر نمی گویم - . . . شعر می گویم 

پر هیجان بود - وبیشتر راحت کننده - در یک عملیا انتحاری 

دیوار را محکم به سرم می کوبم 

تا آخر رسیدی - شرط را باختی .

هذیانهای شب امتحان روشهای چند متغیره پیوسته 87.4.10

 پی نوشت : مشکل زیاداست .خدا هم بزرگ ولی . . . دعا کنید . . . . . خیلی .

پیشنهاد : یک شنبه ها جام جم؛ کلیک 

کلمات این پست: قلم - شب بیداری - جفت - زبان -کاغذ - ارکستر سمفونی پاریس - رختخواب - قرص - رهبر


 

   + کسی معمولی تر از همه ; ٥:٢۳ ‎ب.ظ ; شنبه ٢٢ تیر ۱۳۸٧
    comment نظرات ()