تو با من همبشه... من با تو گاهی - روزهایی به کوتاهی زندگی

روزهایی به کوتاهی زندگی

نقد , طنز , داستان , شعر , روزنوشت

تو با من همبشه... من با تو گاهی

دائم در حال مکالمات ذهنیم .یا با خودم یه چیز رو دوره می کنم یا درد دل میکنم با ییک ماهیت برتر و آفریننده که منو آرام می کنه .یعنی احساس وجود چنین چیزی که بهم آرامش میده وصبر در مشکلات .و چیزی که دیگران بی تفاوتی یا بیخیالی در مشکلات اسمش می ذارن .

حس وجود قدرت لطیف و مهربانی که هر کاری ازش بر میاد ( البته همیشه دقیقه نود انجامش می ده) که باهاش حرف بزنم. ازش ممنون باشم .پیشش تقاضا کنم . التماس کنم . سبک می شم توی این دنیای نامهربان بیرحم . با آدم هایی که بعضا از فرشته بهتر و بعضا از کفتار کثیف تر .

خدایا کسانی که تو را دارند مگر چه کم دارند

وکسانی که تو را ندارد مگر چه دارند .

در عجبم و حیران از اینکه کسانی که اعتقاد به چنین امری ندارند و بر جبینشان مهر روشن فکری می زنند و هزار تا ایسم برایت ردیف می کنند چگونه زندگی و مصایبش را بدون دست درازی و استعانت به سوی خالق تحمل میکنند که البته در این عمر کوتاه بسیار دیده ام که اکثرشان در زندگی سرخورده و ناامیدند و با سیلی صورت سرخ می کنند .ولی کسانی مثل یوسف در زندان هم شادند و به قول سریالش در زندان هم پیش یار بودن لذت بخش است .

پی نوشت : شعار نیست هر آنچه گفتم .اعتقاد است اعتقاد .


این کد برای ویندوز لایو رایتر هستش که چون زیاد لازم دارم می ذارم اینجا تا دم دست باشه .

http://persianblog.ir/services/metablog.ashx

   + کسی معمولی تر از همه ; ۱٢:٠۳ ‎ق.ظ ; شنبه ٢٥ آبان ۱۳۸٧
    comment نظرات ()