گزارش چند روز گذشته - روزهایی به کوتاهی زندگی

روزهایی به کوتاهی زندگی

نقد , طنز , داستان , شعر , روزنوشت

گزارش چند روز گذشته

لئو برگشت و با دست پر و البته بازگشتی پیروز مندانه .

  نه اینکه برگشته باشه ، برگشتوندنش!!!

  همه چی بهتر شده ، حتی اخلاقش . تحولی نسبتا عظیم تو مایه های شعار  او           با ما !!

 یک نفر دیگه هم اومده اینجا ،که خیلی دلم می خواد ببینمش ، ولی متاسفانه من نمی تونم ببینمش !!( هنوز قوره هم نشدم )

همیشه برای هر شخص به فرا خور موقعیتش یه جور دعا می کنم . برای اونی که نمی تونم ببینمش یه دعا برای لئو یه جور ، خواهری یه جور دیگه ، محمد .... بیشترین دعام عاقبت به خیری است .خیلی  دوست دارم بدانم من در دعای دیگران  با چه دعایی یاد میشم

الان دارم ماست و خیار می خورم البته هر چی که فکر کنی توش هست : گردو خورد شده ، کشکش ، سبزیه نمودنم چی  .حتی ماست هم داره ، خیار رنده شده بدون پوست هم توشه .

از هر چی می ترسی بهش حمله کن !گفتنش آسونه ، عملش بهش سخته ولی نتیجه اش عالیه .می شه آخر و عاقبت ما و اونا .

  احساس همزاد پنداری با این عکس در شما هم ایجاد شد . . . . . من که عمرا ( بخوان و باور بکن ،نکن،بکن  > >  

   + کسی معمولی تر از همه ; ۱:۳٦ ‎ب.ظ ; جمعه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۸
    comment نظرات ()