تا چه شود ... - روزهایی به کوتاهی زندگی

روزهایی به کوتاهی زندگی

نقد , طنز , داستان , شعر , روزنوشت

تا چه شود ...

خوب .شاید من نبودم و شما بودید.یاد شما نبود و یاد من بود در یاد شما . پس سخن کوتاه و کرده بسیار کنم و شرح مختصر در محضر دامته برکات و توفیق پر نور و انور مشعشعتان که آرشیو را فعال کردم . و نظر دانی را هم باز . هر چند پرنده ای در این آشیانه ، لانه نخواهد کرد هیچ ، فراغت مزاج نیز  نخواهد کرد ! 

شاید هم نرفتیم و ماندیم . اما لا اقلش به وعده وفا کرده ایم . 

پی نوشت :  دلهره بعد از امتحان ( تست های فوق سخت استاد )در این مقطع برام از خود امتحان بیشتر شده . البته امتحلانش دلهره نداشت .حس گل آلود شدن ماندگی آب وجود داشت .آلان به شدت گل آلودم .

یادش به خیر .نمی خواستم این را بنویسم اما حرفش پیش آمد .یک بنده خدایی بود که می گفت : وقتی که بخوای مسیر یک جوی آب رو عوض کنی و گل های آب بند اطراف رو خراب کنی تا آب به مسیر دیگه ای بره مدتی آب گل آلود می شه . این در حالی اتفاق می افته که کس دیگه ای غیر از خودت بخواد مسیر آب رو عوض کنه اما اگه خودت این کار رو بکنی و آروم آروم آب گل آلود نمی شه  . اما من از این گل آلود شدن به شدت خوشحالم  . این گل ( به کسره گ ) ، از هر گلی( به ضمه گ) خیلی خیلی بهتره .دوستش دارم .

 

       دو قلی رفتم تو کوزه ؟ آیا ؟ کاش جوابشم بیاد .    90% کجا 08% کجا !!

   + کسی معمولی تر از همه ; ۱٢:۳۸ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۱٤ تیر ۱۳۸۸
    comment نظرات ()