یک روز مهم - روزهایی به کوتاهی زندگی

روزهایی به کوتاهی زندگی

نقد , طنز , داستان , شعر , روزنوشت

یک روز مهم

منظره

 خیلی بد که ندونی

با کی ، کی ، چطور  ، کجا ، برای چی ، . .  .

.

.

.

فقط بدونی که می خوای . . .

 وفقط وفقط با اون ، الان ، هر طوری که شده ، هر جای دنیا ، برای . . . خوب . . .  خوب برای هر چی ، اصلا چه فرقی داره .یعنی فرق داره ها ولی حتما باید کامل توضیح بدم . روم نمی ش خوب .دوست ندارم جلوی همه بگم .چه خجالت مضخرفی . به خدا اونقدر هم سنم می رسه که بفهمم چی دارم می گم . کلی بزرگ شدم برای خودم .آخرش اینکه می دونم که می خوام . می فهمی . اونقدر شونه هام رو بالا پایین می ندازم ، پاهامو زمین می کوبم قیافمو کج و کوله می کنم  حتی اگه شده گریه می کنم که گوش به حرفم بدی . که دلت برام بسوزه ،که همه چی رو درست کنی .خودت که اخلاق گندمو می دونی . دست خودم نیست  . وقتی بخوام باید درست بشه .

اضافات :اوندر توی ماشین حرف مردن زد که خواب دیدم مرده .با چشمای اشکی از خواب بیدار شدم . می دونی تعبیرش چیه ؟ خوش حالم ،  عمرت دراز باد . 

پی نوشت : رفته بودیم برای سازمان سنجش استان . حرفهاشو زد . من هم کمی حرف زدم . از اول می دونستم که بیشتر گفتار درمانی می کنن . ولی خوب باید می رفتیم . یه دفعه بین حرفا حرف تو حرف اومد و حرفی  رو که براش زده بودم به مسئول زد . میگه آقا اونقدر ممکنه اشتباه بشه یا حق کسی رو بخورن . مثل خواهر ایشون . رتبه تک رقمی اما انتخاب اولش رو توی برگه انتخاب رشته قبول نشده .  آقای مسئول لبخند تمسخر آمیزی  رو تحویل می ده . روش رو می کنه به من و بهم می گه : شما مطمئنی که همین طوره . می گم بله آقا . انتخاب اولش رو قبول نشده ، با  رتبه تک رقمی  . توی چشمام نگاه می کنه .بادی زیر قب قبش می اندازه بهم می گه :من فکر می کنم شما  دارین دروغ می گین . البته می بخشید ها . ما کارمونه . این امکان نداره . اگه این طور چیزی بود من خودم با یک تلفن اون جایی که قبول نشده می برمش . خندم می گیره . می گم آقا این نظر شماست و  نظر شما محترمه . اما این جور چیزی  انجام شده . میگه مثل این می مونه که توی روز بیای جلوی من بگی آفتاب دروغه . میگم آقا برای من این اظهر من الشمس که اتفاق افتاده . چون کلی هم دنبالش بودیم و نتیجه نداد . حال شما کار امسال رو راه بندازین . اون مال دو سال پیش بود .

حالا مدارک رو چطور پیدا کنم  خدا  می دونه . نه برای  نشون دادن به مسئوا سنجش . که برای نشون دادن به .. . 

نتیجه : فهمیدی که می گم خیلی بد که ندونی چی می خوای . . . 

با کی ، کی ، چطور  ، کجا ، برای چی ، . .  .

.

.

.

فقط بدونی که می خوای . . .

 وفقط وفقط. . . .

 

   + کسی معمولی تر از همه ; ٢:٠٢ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٥ مهر ۱۳۸۸
    comment نظرات ()