خوبی های اطراف من - روزهایی به کوتاهی زندگی

روزهایی به کوتاهی زندگی

نقد , طنز , داستان , شعر , روزنوشت

خوبی های اطراف من

خیلی خوبه که لئو حالش خوبه و دیگه مریض نیست .

خیلی خوبه که محمد پریروز رفته بود خواستگاری و داره سر و سامان می گیره .و یک سال فرصت گرفته که کار گیر بیاره و  ازش ماشین و خونه هم نخواستن.

خیلی خوبه که لئو داره کار و بارش درست می شه و قراره استخدام بشه . 

خیلی خوبه که خواهری توی دانشگاهش شاگرد اول و داره دو تا رشته می خونه . 

خیلی خوبه که هنوز کسانی هستند که منو خیلی دوست دارن و من هم اونها رو زیاد دوست دارم . 

خیلی خوبه که بعضی وقتها که استاد با لئو حرف می زنه به من هم سلام می رسونه . 

خیلی خوبه که توی اینجا و حتی وبلاگستان دوستای وفا دار و خوبی دارم با اینکه کم اند ولی دلسوزند و دغدغه های مشترک داریم .

خیلی خوبه که پدر و مادر سالم و سلامت اند . و هنوز سایشون روی سرمه .

خیلی خوبه که هنوز بعضی وقتها دلم می گیره و  اونقدر رقیق می شم کهمثل بچه ها می خوام گریه کنم .

خیلی خوبه که خدایی در این نزدیکی هست که من حسش می کنم . 

و آخرین اینه که هنوز هم خیلی خوبه که گلایه هام رو پیش تو می گم نه هیچ کس دیگه ای .

پی نوشت :فردا دانشگاه تعطیل . شنبه می رم برای کارهای فارغ التحصیلی . به همه همینو می گم . 

   + کسی معمولی تر از همه ; ۱٠:٠٧ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱٥ مهر ۱۳۸۸
    comment نظرات ()