احساسات بی خودی - روزهایی به کوتاهی زندگی

روزهایی به کوتاهی زندگی

نقد , طنز , داستان , شعر , روزنوشت

احساسات بی خودی

وقتی که فکر میکنم که من هم می تونستم مثل خیلی های دیگه که با یه نفر دیگه توی خیابون یا دانشگاه یا .. دوست می شن و پر از احساسات خوب و مثبت می شن و اعتماد به نفسشون بالا می ره و به خودشون امید وار می شن و احساسا می کنن کسی دیگه ای هست که دوستشون داره و بی خودی به خودشون انگ بی عرضه گی و بد شکلی و تنهایی نمیزنن .

باشم ولی نمی خوام که اینطور باشم .اونقت می فهمم که :

وقتی که یک احساس بی خودی بر اثر اتفاقات بالا می تونه این همه کار خوب بکنه پس من هم میتونم بدون همون احساس بی خودی یه کم حالم بهتر باشه .

پی نوشت : فکر میکنم قبل از اینکه بخوام پخته بشم دارم می سوزم .

   + کسی معمولی تر از همه ; ٦:۳٥ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٢٠ مهر ۱۳۸۸
    comment نظرات ()