آخ - روزهایی به کوتاهی زندگی

روزهایی به کوتاهی زندگی

نقد , طنز , داستان , شعر , روزنوشت

آخ

فرض می کنم که تو هستی و همین جا کنار این میز بزرگ کامپیوتر نشستی .

من دارم آلبوم "آخ" ی رو گوش می دم که هنوز حتی یک بار هم گوشش نکردم .

فرض می کنم تو داری آدامس می جویی .

لبهاتو با دندونت گاز می گیری . و میگی:" آخ  "

نگاهت میکنم . میدونم چی شده .

و من دلم می ریزه از این آخی که تو میگی .حتی بدون ناز . حتی بدون اینکه صدات رو نازک کنی و بخوای بگی "آخ " .

_ تو می گی می دونی چی شد؟

_ می دونم چی شده اما میگم نه، گلم چی شده که گفتی : آخ

باز فرض می کنم قبل از اینکه این پست رو بفرستم اکانت اینترنتم تموم می شه . نگات می کنم . من هم می گم "  آخ "        

چشمام رو توی چشمات گره میزنم . _دیدی چی شد ؟ و تو می دونی چی شد و تو هم چیزی نمی گی و زیر زیرکی می خندی اما میدونم که می دونی چی شده . اما خوب می دونی باید چکار کنی میگی نمی دونم چی شده . چرا گفتی "آخ"

و من نمی تونم هیچ کدوم از اینها رو بنویسم .

 

 

 

فرض میکنم تو هستی .حتی فرض می کنم که کنارم پای این میز بزرگ کامپیوتر نشستی . فرض می کنم که آدامس می خوری .و حتی فرض می کنم که وقتی گوشه لبت رو گاز میگیری میگی  آخ . بازم فرض می کنم . . . . . آخ خ خ خ تو نیستی .

   + کسی معمولی تر از همه ; ۱۱:٥۸ ‎ق.ظ ; جمعه ۱ آبان ۱۳۸۸
    comment نظرات ()