گربه کوره - روزهایی به کوتاهی زندگی

روزهایی به کوتاهی زندگی

نقد , طنز , داستان , شعر , روزنوشت

گربه کوره

هر چیزی که می خرم اولین سوال اش اینه.

-حالا اینی که خریدی چقدر شده ؟

 اگر نگم ( که معمولا دیگه نمی گم ) ناراحت می شه اگر بگم یک ربع بعد میگه پولت رو به این چیزا نده .

بعدا :حیاط خانه ی ما شده. . . . .  .( یا همون خانه عفاف بلا نسبت ) واسه این گربه ها .شب تا صبح ، صبح تا شب صدای وحشتناک گربه هایی را می شنوی که معلوم نیست دارن چه غلطی می کنن. نه دوستی شون معلومه نه دعواشون .یا جای پاشون رو کاپوت ماشینه یا شب عین جغد می رن تو چشمای آدم زل می زنن .مثلا طلب کارن که آره داداش . امری بود مزاحم شدی . اومدی هوا عوض کردی خوب بفرما . خوش اومدی . مزاحم نشو. یه بی تربیت و چند تا فحش و ناسزا دیگه آخرش می دن که فلان شده بی موقع مزاحم می شه . شما ببخشید .کوتاه بیا حالا .

گربه

صداشم  چقدر ناجوره . بی پدر داره زجه می زنه .

   + کسی معمولی تر از همه ; ٢:٥۱ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٤ آبان ۱۳۸۸
    comment نظرات ()