خلوص نیت - روزهایی به کوتاهی زندگی

روزهایی به کوتاهی زندگی

نقد , طنز , داستان , شعر , روزنوشت

خلوص نیت

خلوص نیت

* امسال بعد از مدتها دی ماه اومد و من نگران امتحان ها و اضطراب شدیدش نبودم . بچه های سرویس یک گروهشون همشون سال اول راهنمایی هستند . یه روز صبح که می رفتم دنبال نفر اولیشون ،صبح زود بود و هوا هنوز سردی خودش رو از دست نداده بود . بهش گفتم می خوام یه سوال ازت بپرسم ، مهدی نماز می خونی .گفت چطور آقا "..." جواب دادم همین طوری . می خوای جواب نده .بهم گفت آره آقا "..." ولی  فقط نماز صبح رو وضو نمی گیرم .تیمم می کنیم . یه مهری داریم از کربلا اوردن روی اون تیمم می کنم . بعدش مادرمون برامون دعا می کنه بجای وضو گرفتن و خدا قبول می کنه . آخه برامون سخته . بهم گفت نمی دونم می دونید یا نه می شه فقط برای نماز صبح این کار رو کرد و مادر آدم براش دعا کنه بجای وضو گرفتن برای بچه هایی که هنوز به سن تکلیف نرسیدن . چیزی بهش نگفتم . گفتم آره ولی اگه تونستی وضوت رو بگیری بهتره. گفت آقا "..." تازه الانم که می خوام برم سر جلسه امتحان وضو گرفتم که خوب امتحان بدم .

حس غریبی داشتم . به این حس پاکش .. به یاد تمام احساسات پاکی که من هم داشتم . و در گذر زمان خاک گرفته شد. به خاطر بزرگ شدن سنی و کوچک شدن تمام فطرتهای پاکی که بچه بودیم و دعا می کردم و برآورده می شد . بزرگتر ها که به ما می رسیدند از ما می خواستند که دعا کنیم و می گفتند شما پاک هستید وهمیشه بعد از حرفشون من در دل می گفتم او چه می داند که من هم گناه زیاد دارم . اما الانبهتر می دانم که چقدر گناه های بیشتری بود که نمی دانستیم و نمی کردیم.

* دیروز با یک بنده خدایی رفتیم  یک قطعه کامپیوتر بخریم . یه مشتری توی مغازه بود می خواست سیستم ببنده. خریدار گفت سیستم رو بخواین ببندین و ویندوز بریزین کی آماده می شه؟ فروشنده جواب داد که شما چون آدم خوبی هستید . ان شائ الله قطعاتتون بدون مشکل سوار میشه تا عصر هم ویندوز ریخته آماده تحویله . خریدار میگه چطور آخه . فروشنده می گه من زیاد امتحان کردم مشتری که گیر نباشه و وسواسی نباشه و اذیت نکنه کارش زود راه می یوفته اما مشتری هایی که زیاد حساسن معولا سیستم بستنشون هم به مشکل بر می خورهیا قطعات ایراد دار نصیبشون می شه !

* چند وقت پیش می خواستم مترجم پارس بخرم . میگم آقا قفلش حتما نصب می شه . میگه آقا جون شما با خلوص نیت بخر قفلش ان شاء الله نصب می شه .شاید به شوخی گفت شاید هم جدی . اما من جدی گرفتم .  هنوز بعد از مدتها یاد حرفش می یوفتم خیلی چیزها برام یه شکل دیگه پیدا می کنه ، که بعضی وقتها هم ممکن است قفل ها هم با خلوص نیت نصب شود ." یا احیانا باز شوند. "

وَلَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَهَمَّ بِهَا لَوْلا أَن رَّأَى بُرْهَانَ رَبِّهِ کَذَلِکَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَالْفَحْشَاء إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُخْلَصِینَ 

و در حقیقت [آن زن] آهنگ وى کرد و [یوسف نیز] اگر برهان پروردگارش را ندیده بود آهنگ او مى‏کرد چنین [کردیم] تا بدى و زشتکارى را از او بازگردانیم چرا که او از بندگان مخلص ما بود 

سوره یوسف آیه24

 

قَالَ رَبِّ بِمَآ أَغْوَیْتَنِی لأُزَیِّنَنَّ لَهُمْ فِی الأَرْضِ وَلأُغْوِیَنَّهُمْ أَجْمَعِینَ

﴿39﴾إِلاَّ عِبَادَکَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِینَ

﴿40﴾قَالَ هَذَا صِرَاطٌ عَلَیَّ مُسْتَقِیمٌ(۴١)

گفت پروردگارا به سبب آنکه مرا گمراه ساختى من [هم گناهانشان را] در زمین برایشان مى‏آرایم و همه را گمراه خواهم ساخت (39)

مگر بندگان خالص تو از میان آنان را (40)

فرمود این راهى است راست [که] به سوى من [منتهى می شود] (41)

سوره حجر آیه های 39.40.41

 


   + کسی معمولی تر از همه ; ۸:۱۳ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٢٠ دی ۱۳۸۸
    comment نظرات ()