evanescence--Fallen : Bring Me To Life - روزهایی به کوتاهی زندگی

روزهایی به کوتاهی زندگی

نقد , طنز , داستان , شعر , روزنوشت

evanescence--Fallen : Bring Me To Life

 

how can you see into my eyes like open doors

چگونه می توانی از میان چشمانم چنان درهای گشوده بنگری

leading you down into my core

و راه خود را تا اعماق وجودم بیابی

where I’ve become so numb without a soul my spirit sleeping somewhere cold

آنجا که بی روح در رخوت فرو رفته ام و روحم در مکانی سرد بخواب رفته است

until you find it there and lead it back home

تا آن لحظه که بیابیش و راهنمایش به منزل باشی

(Wake me up)

مرا بیدار کن

Wake me up inside

مرا در درون بیدار کن

(I can’t wake up)

من نميتوانم بيدار شوم

Wake me up inside

مرا در درون بیدار کن

(Save me)

مرا نگه دار

call my name and save me from the dark

نامم را بخوان و از تاریکی حفظم کن

(Wake me up)

مرا بیدار کن

bid my blood to run

بگذار خونم به جریان بیافتد

(I can’t wake up)

من نميتوانم بيدار شوم

before I come undone

پیش از آنکه از دست بروم

(Save me)

مرا نگه دار

save me from the nothing I’ve become

حفظم کن از از آن هیچی که به سویش میروم

now that I know what I’m without

حال می شناسم آنچه را که ندارم

you can't just leave me

نمی توانی ترکم کنی

breathe into me and make me real

نفست را در من بدم و مرا حقیقی کن

bring me to life

مرا به زندگی باز گردان

(Wake me up)

مرا بیدار کن

Wake me up inside

مرا در درون بیدار کن

(I can’t wake up)

من نميتوانم بيدار شوم

Wake me up inside

مرا در درون بیدار کن

(Save me)

مرا نگه دار

call my name and save me from the dark

نامم را بخوان و از تاریکی حفظم کن

(Wake me up)

مرا بیدار کن

bid my blood to run

بگذار خونم به جریان بیافتد

(I can’t wake up)

من نميتوانم بيدار شوم

before I come undone

پیش از آنکه از دست بروم

(Save me)

مرا نگه دا

save me from the nothing I’ve become

حفظم کن از از آن هیچی که به سویش میروم

Bring me to life

مرا به زندگی باز گردان

(I've been living a lie, there's nothing inside)

Bring me to life

مرا به زندگی باز گردان

frozen inside without your touch without your love darling only you are the life among the dead

اندرون اینجا سرد است بی لمس سر انگشتان تو بدون عشق تو محبوبم تو تنها زندگی در میان مرگی

all this time I can't believe I couldn't see

در تمام این زمان باور نداشتم که نمی بینم

kept in the dark but you were there in front of me

محبوس تاریکی و تو ایی که در مقابل من ایستاده بودی

I’ve been sleeping a thousand years it seems

می نماید هزاران سال خواب بوده ام

got to open my eyes to everything

می خواستم چشمانم را به همه چیز بگشایم

without a thought without a voice without a soul

بدون فکر بدون صدا بدون روح

don't let me die here

مگذار اینجا بمیرم

there must be something more

باید چیزی بیش از این در میان باشد

bring me to life

مرا به زندگی باز گردان

(Wake me up)

مرا بیدار کن

Wake me up inside

مرا در درون بیدار کن

(I can’t wake up)

من نميتوانم بيدار شوم

Wake me up inside

مرا در درون بیدار کن

(Save me)

مرا نگه دار

call my name and save me from the dark

نامم را بخوان و از تاریکی حفظم کن

(Wake me up)

مرا بیدار کن

bid my blood to run

بگذار خونم به جریان بیافتد

(I can’t wake up)

من نميتوانم بيدار شوم

before I come undone

پیش از آنکه از دست بروم

(Save me)

مرا نگه دار

save me from the nothing I’ve become

حفظم کن از از آن هیچی که به سویش میروم

(Bring me to life)

مرا به زندگی باز گردان

I’ve been living a lie, there’s nothing inside

(Bring me to life)

مرا به زندگی باز گردان

پي نوشت 1:
همش از ( اينجا )كپي بود .چند وقته كه فقط اوانسنس گوش مي دم .حالاهم كه ترجمه آهنگاش رو خوندم بيشتر به دلم نشسته . فعلا ميخوام از اين چيزا توي اينجا بذارم .
پي نوشت 2: به شدت عصبي ام . اين پست رو فقط گذاشتم كه چيزي نوشته باشم .اين جوري وجدانم راحت تره كه احيانا منظور ديگه اي نداشتم .

   + کسی معمولی تر از همه ; ۱:٠٦ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٢٢ بهمن ۱۳۸٥
    comment نظرات ()