تجربه حس جدید - روزهایی به کوتاهی زندگی

روزهایی به کوتاهی زندگی

نقد , طنز , داستان , شعر , روزنوشت

تجربه حس جدید

 

تمرین می کردم نت ها رو که برای اولین بار یه حس جدید رو تجربه کردم .

فکرش رو هم نمی کردم که چنین حس و حالی بهم دست بده . شوق زدن دانه دانه ی نت ها با سه تار برای زدن آهنگ " غوغای ستارگان " اونقدر بهم هجوم آورد که دیگه نتونستم .

سه تار

واقعا دیگه نتونستم ادامه بدم .تنها کاری ه تونستم انجام بدم تا این انرژی رو کنترل کنم همین بود .

بعضی حس ها رو اگر بخوای توصیف کنی کیفیتش رو از دست می ده . مثل حس کسی که منتظر یار سفر کرده اش ، قبل از اینکه اونو ببینه .  تقریبا غیر قابل توصیف و فقط کسی می دونه چی می گی که قبلا این حس رو تجربه کرده باشه .

   + کسی معمولی تر از همه ; ٧:٤٥ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ۱ بهمن ۱۳۸۸
    comment نظرات ()