صداهایی که بیشتر از معمول حرف می زنند - روزهایی به کوتاهی زندگی

روزهایی به کوتاهی زندگی

نقد , طنز , داستان , شعر , روزنوشت

صداهایی که بیشتر از معمول حرف می زنند

هر دو هفته یکی دو بار به بچه های کانون زنگ می زنیم . این بار ده ، دوازده تایی دانش آموز جدید اضافه شده بود که باید ازشون می خواستم برای جلسه مشاوره به کانون بیان . این تلفن های هر هفته یا دو هفته یکبار هم برای خودش اتفاقاتی داره. بعضی صداها که حالت افسرده و غم زده دارن و بعضی های دیگه که پر انرژی گوشی رو بر می دارن و احوال پرسی می کنن . بعضی های دیگه که یه بله می گن که چند ثانیه طول می کشه تا تموم بشه .و می شه توشون فرکانس های سـک ســکه آور عطرهای 212 تشخیص داد .و  بعضی های دیگه که می شه توی سادگی و صفا از صدای پر ازمحبتشون لبخندی از سر رضایت زد .

تلفن رو بر داشت . صدای جا فتاده ی یک مرد مسن بود که می شد توش خیلی چیزها رو فهمید.صداش خیلی به دلم نشست .مدتهاست که مجذوب پیر مردهایی هستم که توی نگاه و صداشون سالنامه های پر از شنیدن تجربه ها و حکایتهای زندگی رو می شه شنید . نوع احوال پرسی کردنش هم فرق داشت . از کلماتی استفاده کرد که کمتر دیگران بکار می بردند . سراغ پسرش رو گرفتم .لحن صداش عوض شد گفت خونه نیست . خودش ادامه داد که : چند روزیه خونه نیومده.صداش شکست.نمیدونم چرا ولی انگار یه دفعه پایین اومد ،  همه ی اون بلندی صلابتنی که توی صداش بود . با لحنی که حکایت از رنجیده شدنش باشه تشکر کرد و منو با این فکر که خدا نکند" چنان باشد که به فکرم آمد "با این دغدغه ذهنی به اینجا سپرد .

لینک : اگر راست باشد : " آه اگر از پی امروز بود فردایی "(+)  همچنین (+) و ادامه (+)

   + کسی معمولی تر از همه ; ۱:٥٢ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱۳ بهمن ۱۳۸۸
    comment نظرات ()