به صورت کاملا رایگان انجام می شود - روزهایی به کوتاهی زندگی

روزهایی به کوتاهی زندگی

نقد , طنز , داستان , شعر , روزنوشت

به صورت کاملا رایگان انجام می شود

از وقتی که یادمه دستم همیشه سبک بود . چه وقتی که اول صبح می رفتم بقالی محل خرید کنم و پول رو که می گرفت  از خدا روزی می خواست بهم می گفت دشت اول فردا هم زود بیا، تا وقتی که از کسی یکم خوشم می یومد و هنوز کار درست و حسابی پیش نرفته بود که  بخت و اقبال طرف باز می شد خواستگار و هم کلاسی و هم محله ای همه یادشون می افتاد که یکی بوده که تا حالا ندیده بودنش .و طولی نمی کشید که شیرینی عروسی یا نامزدی شون به دستمون می رسید یا احیانا خبرشون ازنیمکت های کاملا دو نفره یا کافی شاپ ها می یومد . 

این روزها دستم آونقدر سبک تر شده که مثل این بادبادک های هیدوژنی باید همش تلاش کنم که یه وقت زیادی بالا نره یا منو با خودش بالا نبره بعد یک دفعه " بوم " بترکه و منو پخش کنه وسط آسفالت .

دیگه جلوی چشم خودم هم !!

 

پی نوشت :این یکی دیگه خداییش جاش خیلی می سوزه .

   + کسی معمولی تر از همه ; ۸:٠٩ ‎ب.ظ ; شنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۸٩
    comment نظرات ()