كاش ديروز براي امروزم بودي ....... - روزهایی به کوتاهی زندگی

روزهایی به کوتاهی زندگی

نقد , طنز , داستان , شعر , روزنوشت

كاش ديروز براي امروزم بودي .......

وقتي كه دنبال بهانه مي گردي تا متنفر نباشي

بايد اسمش رو چي بذاري ؟

امروز به كسي مي گفتم :

چقدر زود دير مي شود .صبح از خواب بلند مي شويم .ظهر و بعد شب دوباره خواب و دوباره صبح و دوباره .....

ـ چند ساعت بعد و من الان مي دانم كه گفت كاش همه چيز روز باشد و و بعد شب . كاش شب نباشد و بعد روز. و كاش شب هايت شب يلدا نباشد .

الان مي گويم شبم را يلدا كرد .

به همين سادهگي .شايد هم خوشمزه گي ولي نه. 

اين از تو نيست . حماقت من است .

هنوز مي توانم بي كينه بگويم ،عزيزم .حتي اگر تو عزيز ... كس ديگري... باشي

حتي اگر تا چند ساعت پيش  مي خواستم .......

بگذريم.

اگر سبك مي شوي شانه هايم براي  غمهايت

اگر سبك مي شوي چشمانم براي اشكهايت .

اگر سبك مي شوي گوشهايم براي حرفهايت .

اگر سبك مي شوي . اگر سبك مي شوي ....

مي شنوم .و چيزي نمي گويم .اگر سبك مي شوي

پي نوشت :  افسوس و مسرور  براي روزهايي كه  براي فردايش اين چنين شدي . بزرگ بمان ..... هميشه.

   + کسی معمولی تر از همه ; ٢:٥٩ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٢٢ بهمن ۱۳۸٥
    comment نظرات ()