حق خوری - روزهایی به کوتاهی زندگی

روزهایی به کوتاهی زندگی

نقد , طنز , داستان , شعر , روزنوشت

حق خوری

بهش می گم هر کس توی زندگی اش یک سری عقاید و قانون های ذهنی داره که تصمیمات زندگیش رو بر اساس اونها می گیره .

اگه در شرایطی قرار بگیرم که قرار باشه یا کسی حقم رو بخوره یا حق کسی رو بخورم ، اولی رو ترجیح می دم .

بهم میسیج می ده می گه یه نصیحتی توی زندگی بهت میکنم همیشه انجامش بده . اون هم اینه که در زندگیت نذاری هیچ کس حقت رو بخوره !!

-- دارم فکر میکنم که وقتی فرض مسئله یه دوراهی که باید یکی اش رو انتخاب کنی و اون میگه که نذار کسی حقت رو بخوره یعنی حق کس دیگه ای رو باید بخورم ؟من نمی فهمم ؟  طرف نمی فهمه؟خوب صرت مسئله رو پاک می کنیم ؟ می خوای اصلا تو این موقعیت ها نیفتیم ؟

 

پی نوشت مرتبط: لا مصب همیشه باید توی موضوع های مختلف استثنا ها وجود داشته باشه . و این یعنی همیشه یک راهی هست برای اینکه خودت رو خلاص کنی و بگی این یکی فرق داشت .

کلمات مرتبط احیانا : تبصره؟، استثنا ، ماده واحده ، بنده پ ،ج ،چ ، دل صاف ، بی خیالی طی کن ، شفاعت ،حتی یکبار اشک ، کی داده کی گرفته ؟، بخور نوش جونت ، آی ی ی چه کیفی داشت ، گیر نکنه گلوت ، مثقال ذره خیر یره ، شر یره ، ویل للمتففین .ما که رفته بر بادیم ، بوی گندم مال من ، یه روزی یه جایی اگه تونستی یه سنگ رو از وسط راه بدار .

   + کسی معمولی تر از همه ; ۱:٠٦ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٢٠ امرداد ۱۳۸٩
    comment نظرات ()