گله - روزهایی به کوتاهی زندگی

روزهایی به کوتاهی زندگی

نقد , طنز , داستان , شعر , روزنوشت

گله

دایی جان مهربانیش  از همیشه بیشتر شده .

برگه احضاریه را دستم میدهد و می گوید این مال شماست .

تشکرمیکنم .

یک لحظه یادم میره که ما شریک بودیم .تو ی سود و ضرر.

پشیمون نیستم که کاری کردم که کلا پاش از ماجرای دادگاه بازی کنار بره .و همه چی پای من تموم شه .

 

خداییش خوب شد ما به داییمون نرفتیم .

   + کسی معمولی تر از همه ; ۱:۳٦ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٢٧ امرداد ۱۳۸٩
    comment نظرات ()