روزهایی به کوتاهی زندگی

روزهایی به کوتاهی زندگی

نقد , طنز , داستان , شعر , روزنوشت

 

و باز من ماندم و خجالت از فراموش کردن قراری که قرار بودبه سرش بروم .

میگوید این بار بهانه چه داری. باز ماشینت تصادف کرد؟

 و من غرق این پندارم که لیاقت فراموش کار همان است که راست هایش را دروغ بپندارند .

   + کسی معمولی تر از همه ; ٥:٥۸ ‎ب.ظ ; شنبه ٢٤ مهر ۱۳۸٩
    comment نظرات ()