ایستگاه تاکسی ،کاپوچینو با نان اضافه - روزهایی به کوتاهی زندگی

روزهایی به کوتاهی زندگی

نقد , طنز , داستان , شعر , روزنوشت

ایستگاه تاکسی ،کاپوچینو با نان اضافه

خودم را گم کردم .

از همان روزی که پنهانت کردم

میان خط به خط چروک خرده مغزم

پنهانت کردم

میان رگ به رگ سرخ شده قلبم

 

 

نفس که می کشم هوا بوی تو را می دهد.

آدمها شکل تو را می گیرند .

 

 

 

هر از گاهی

       کسی شبیه تو

          در من حلول می کند .

خودم را گم کرده ام.

   + کسی معمولی تر از همه ; ۱۱:۱٢ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٢٥ مهر ۱۳۸٩
    comment نظرات ()