اگر n بار می نوشتم ، n نفر بودند که فکر میکردند . . . - روزهایی به کوتاهی زندگی

روزهایی به کوتاهی زندگی

نقد , طنز , داستان , شعر , روزنوشت

اگر n بار می نوشتم ، n نفر بودند که فکر میکردند . . .

به مسئول دومم گفتم :

یه ضرب المثلی هست که بعد از چند روز که اومدم خدمت متوجه شدم. و اون اینکه :

"مواظب باش لطفی که امروز می کنی ، وظیفه فردایت نشود"

چون فکر میکرد که برای خودش هم این جمله صادق هستش خیلی خوشش اومد . با کامپیوتر تایپش کرد .گذاشتمش روی یکی از میزها .

نصف روز بیشتر نگذشته بود که یکی از مشتریامون کاغذ رو با خودش برد . چرا که فکر می کرد که او هم باید مواظب باشد که لطفی که امروز می کند وظیفه فردایش نشود .

   + کسی معمولی تر از همه ; ۳:۱٥ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱٦ اسفند ۱۳۸٩
    comment نظرات ()