فریفتن - روزهایی به کوتاهی زندگی

روزهایی به کوتاهی زندگی

نقد , طنز , داستان , شعر , روزنوشت

فریفتن

در چندمین بر خورد بود که گفت :

- عاشقتم ، دیوونتم

و  تکرار اشتباه .

اما عشق را تجربه کرده بودم.

و حالتهایش را می شناختم .جذبه ها و حالت های مدهوش کننده اش ، که عقل  از سر می پراند را،  بلد بودم .

مثل عابری نبودم که برای اولین بار است که از محله ای غریب رد می شود .

محل عشق را بلد بودم . جای جای تمام کوچه و پس کوچه هایش را ، سر در خانه هارا و گل هایی که از بالای دیوارهای خانه هایش سرک کشیده بودند و عابران را مست دیدار خودشان می کردند را میدانستم .

عشق +دختر+ فریب + روباه

هیچکدام از نشانه های عشق را نداشت .و چه اصرار بیهوده ای برای عاشق نشان دادن خودش داشت .

چه چیزی در عشق بود ؟

                                     و یا من

که او را هر لحظه ترغیب می کرد 

      -  به من

      -   یا به عشق .

   + کسی معمولی تر از همه ; ۱۱:۱۱ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱٠ خرداد ۱۳٩٠
    comment نظرات ()