وقتی دیگران راپایین می آوریم تا بالا برویم - روزهایی به کوتاهی زندگی

روزهایی به کوتاهی زندگی

نقد , طنز , داستان , شعر , روزنوشت

وقتی دیگران راپایین می آوریم تا بالا برویم

شاید بتونی هر کاری رو که دلت می خواد بگی که انجام بدم . 

برام مهم نیست .من این کارها رو برای تو انجام نمی دم . توی فکر من چیز دیگه ایه .  ممکنه ظرف هم بشورم . چایی هم بیارم . دستمال هم بکشم .اینجا رئیس تویی و من سربازم .اما بدون با تمام این تفاصیل نمی تونی اعتماد به نفس و عزت نفسم رو ازم بگیری . بیشتر از گذشته با بقیه صحبت میکنم حرف می زنم و وارد بحث می شم . اطلاعاتم رو در اختیارشون قرار می دم .بحث های روز می کنم ، در مورد کامپیوتر و سیاست و شعر و قرآن حرف می زنم .اطلاعات دارویی بهشون می دم حتی در  کارهایی که خودشون نمی تونن انجام بدن کمکشون می کنم . می دونم بیشتر از گذشته از اینکه ببینی  کسی نوک جمع رو می چینه اعصابت خورد می شه و باز سعی می کنی توی این لحظه ها بهم یه کاری رو بدی یا وسط حرفم بزنی . و بعد از اون بد رفتاری هات و بهانه گرفتن هات دوباره شروع می شه . 

پی نوشت : از اینکه کارهای بالا رو انجام بدم عارم نیومده و نمیاد  .مگر نه اینکه مادرم هر روز ظرف می شوره و خونه رو تمیز می کنه . دستش رو هم می بوسم اما  این پست رو نوشتم به خاطر اینکه کسی هست که فکر میکنه می تونه با این کارها   . . . 

   + کسی معمولی تر از همه ; ٢:٤٧ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢٦ خرداد ۱۳٩٠
    comment نظرات ()