جبر شرایط # تضاد با علایق - روزهایی به کوتاهی زندگی

روزهایی به کوتاهی زندگی

نقد , طنز , داستان , شعر , روزنوشت

جبر شرایط # تضاد با علایق

وقتی بنا به شرایط  کاری نمی کنیم که خلاف مذهب و دین و فطرتمان است دلیل خوبی برا ی خوب بودنمان به حساب نمی آید .

حسابمان را در این شرایط چطور محاسبه می کنند ؟ که اگر شرایط مهیابود  انجام      می دادیم آنچه که نباید می کردیم  و اکنون به این  دلیل خیلی کارها را ممکن است انجام ندهیم به خاطر اینکه شرایط انجام دادنش را نداریم . 

پی نوشت : پناه می برم به خودت که بخواهی مرا با آزمایشهای سخت امتحان کنی و نتوانم از پس آن برآیم . پناه می برم به خودت که بدون داشتن ظرفیتی ؛ علمی ، ثروتی ، توانایی ،منسبی یا مقامی نصیبم شود که مرا در گردباد دنیا طلبی قرار دهد و بر آخرتم هیچ سودمند نباشد .  دیرگاهی به خود بیایم که مرگ بر گریبانم نشسته و از سالهای عمر چیزی جز حسرتی عظیم بر من نماند و اعمالی که گریبان گیرم شده باشد که بیم دوری از تو  و عذاب همنشینی با اعمالی داشته باشم که مرا لحظه ای رها نخواهد کرد .آن روز بیاید که خود بهتر از هر کس بدانم که این دوران آدم شدن را به خوبی سپری نکرده ام  و از لوح سفیدی که بر جان من نهاده بودی چیزی جز پلیدی و سیاهی باقی نگذاشته باشم .از همه اینها به تو پناه می برم . به تو پناه می برم که مرا لحظه ای به خودم وامگذاری .هرچند می دانم که خودت گفته ای  "الله یهدی من یشاء " را . و به هر دو صورت که بخوانم این می شود که" اگر من بخواهم تو هدایتم می کنی و اگر تو بخواهی من هدایت می شوم . "

 "یا غیاث المستغیثین یا دلیل المتحیرین یا امان الخائفین"

 

   + کسی معمولی تر از همه ; ۱٢:٤٤ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۳۱ خرداد ۱۳٩٠
    comment نظرات ()