I got confused - روزهایی به کوتاهی زندگی

روزهایی به کوتاهی زندگی

نقد , طنز , داستان , شعر , روزنوشت

I got confused

گفتم :‌از اینکه کسی دوستم داشته باشه و کسی رو دوست داشته باشم فرار می کنم . 

؟ گفت :با اینکه فرار می کنی اما دوستت دارم . 

لئو گفت : تا وقتی که در مورد دوست داشتن اینطور فکر می کنی کاریش نمیشه کرد . 

 

و من منتظر بودم همیشه غایبی می گفت : حامی عزیز دوست داشتم الان اینجا بودی .

   + کسی معمولی تر از همه ; ٤:٤۱ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۱۸ آبان ۱۳٩٠
    comment نظرات ()