روزهایی به کوتاهی زندگی

روزهایی به کوتاهی زندگی

نقد , طنز , داستان , شعر , روزنوشت

 

بالاخره بغضم ترکید .

و باز غرورم 

و این من پوشالی که ساخته بودم 

دلم زیارت می خواد . از اونهایی که وقتی دلت شکسته و دنبال جایی می گردی که بتونی خودت رو بچسبونی به یه دیوار، به یه کنج ، به یه جای امن  و زار زار گریه کنی . به حال خودت . به روزگارت . به این چیزی که الان شدی.

   + کسی معمولی تر از همه ; ٧:۱٦ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ٢٩ آذر ۱۳٩٠
    comment نظرات ()