درد زنی که .....نه ! درد مردی که زنش سرطان داشت . - روزهایی به کوتاهی زندگی

روزهایی به کوتاهی زندگی

نقد , طنز , داستان , شعر , روزنوشت

درد زنی که .....نه ! درد مردی که زنش سرطان داشت .

مرد نسبتا میان سال بود . دستهای پینه بسته ای داشت . از ترکیب استخوانی صورتش معلوم بود که مرد زحمت کش و رنج کشیده ای یه. اولش یه سم سوسک خواست که بهش دادم .گفت که قیمتش چقدر گران شده .یک ماه پیش ارزون تر بود . راست م یگفت . 20 در صد گرون تر شده بود . بعدش گفت آقا می تونم یه سوالی بکنم . گفتم بفرمایید . گفت آقا خانم من یه مشکلی داره . چند وقت پیش رفته آزمایش داده . متوجه شدیم که به سرطان رحم گرفتار شده . دکتر ها می گن باید شیمی درمانی کنه . اما هزینه درمانش رو ندارم . من یه کارگر ساده ساختمانی هستم . ...

من فقط به حرفهاش گوش می دادم ....

درامد چندانی ندارم .نمی تونم از پس هزینه های درمان زنم بر بیام . شما با داروگیاهی چیزی برای این مشکل دارید . ؟ من زنم رو خیلی دوست دارم . به هر چی که رسیدم از این زن بوده . همین طور که داشت این حرفها رو می زد چشماش قرمز شد . دیدم اشک تو چشماش حلقه زد . وقتی اشک توی چشماش رو دیدم دلم خیلی گرفت . ناراحتش شدم .ادامه داد که هر چی تو زندگیم دارم از این زن. با نداری و بدبختیم ساخته . کم توقع بوده . بچه هام رو بزرگ کرده . اگه بلایی سرش بیاد نمی دانم چه کار باید بکنم .گفت که من توی شهر شما غریبم و سنندجی ام . اگه می تونید کاری براش کنید .اگه خوبش کنید مدیونتونم . ......

هم برای قدر شناسی از همسرش و هم برای اینکه اینقدر نگران حالش بود ته دلم خوشحال شدم . اما ازا اینکه هر روز بارها از این صحنه ها می بینم و با درد مردم از نزدیک برخورد می کنم ناراحت می شم . برام خوبه که بیشتر بدونم هر کسی توی دلش چه درد ها و رنج هایی داره . شاید هر روز پیش میاد که خانم یا آقایی میاد و شروع می کنه به درد دل کردن و از رنج های روحی یا جسمی اش می گه . وقتی که بدونیم دیگران چه دردهایی در زندگی شون دارن بیشتر شاکرخدا می شیم و قدر خوشی های کوچیک زندگی مون رو بیشتر می دونیم .حتی قدر بد اخلاقی اطرافیانی که دوستشون داریم  چرا که پرپر شدنشون رو با چشم خودمون نمی بینیم .

پی نوشت : سعی می کنم اگه بشه از مغازه هم بنویسم .

لینک:دیوار استبداد +

   + کسی معمولی تر از همه ; ۸:٢٥ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢۳ آذر ۱۳٩۱
    comment نظرات ()