new year... - روزهایی به کوتاهی زندگی

روزهایی به کوتاهی زندگی

نقد , طنز , داستان , شعر , روزنوشت

new year...


قبل از تحویل سال احساس خیلی خوبی داشتم .
لحظه اول سال یکمی بغض گلوم رو گرفته بود .
الان هم دارم توی خانه دومم سال رو تحویل می کنم .
الان هم بابام برای خودش بلند بلند داره یه همچین چیزی می خونه ( به سبک شجریان بخوانید  ):
ما برای اینکه ایران آباد شود            خون دلها خورده ایم .
ما برای جاودان ماندن این عشق پاک            خون داها خورده ایم .
......
راستش نمی خوام  به کسی سال نو رو تبریک بگم .فقط چند تا دعا یا آرزو می کنم
1.خدایا توی سال جدید اول از همه برای امام زمان .مسلمانها ، مردم ایران ، مردم شهرم ، دوستانم ، خانوادم و خودم سلامتی رو ازت می خوام
2. خدایا ما در روز های آغاز سال نو شاد هستیم .کاری کن که کسی روی این کره خاکی بخاطر فقر ناراحت نباشه .
3.خدایا کمک کن من و همه ی کسانی که دوست دارن آدم باشن ، آدم بشن .
4.و در آخر سعی می کنم امسال دلهای کمتری رو بشکنم.

پی نوشت1 : دو چیز رو نمی تونیم تغییر بدیم .اینکه بخوایم کسی ما رو دوست داشته باشه و اینکه بخوایم کسی ما رو دوست نداشته باشه .
پی نوشت 2:دو تا لینک مربوط به سال نو می ذارم .
اول از همه از سال 1386 سال خوک است .از سال خوک چه می دانید( اینجا ) .
دوم هم وازه نامه نوروزی (‌اینجا)..

   + کسی معمولی تر از همه ; ٥:٠٠ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۱ فروردین ۱۳۸٦
    comment نظرات ()