خواب بعد از ظهر - روزهایی به کوتاهی زندگی

روزهایی به کوتاهی زندگی

نقد , طنز , داستان , شعر , روزنوشت

خواب بعد از ظهر

خودش می گفت :آخرش بد می شود .

تو میروی و من تنها می شوم .با هم بودن مامثل خواب بعد از ظهر ها می ماند . کلی خستگی و کسلی بعدش دارد . هر چه بیشتر بخوابیم کسلی و درد بعدش بیشتر است .

قانعش کردم که به الان فکر کن.بیا لذت با هم بودن الان را بخاطر درد آینده از دست ندهیم.

خواب بعد از ظهر

حالا که به گذشته نگاه می کنم می بینم حق با او بود . من رفته ام .او هم رفته است . اما سر درد خواب بعد از ظهر دارم . بیقراری و بی هدفی از دست رفتن کار روز را دارم .

خمارم . خمار بعد از ظهری هایی که می شد هیچ وقت نخوابید ...

   + کسی معمولی تر از همه ; ۱٠:٠۸ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۳ دی ۱۳٩٢
    comment نظرات ()