چای سرماخوردگی و گلو درد - روزهایی به کوتاهی زندگی

روزهایی به کوتاهی زندگی

نقد , طنز , داستان , شعر , روزنوشت

چای سرماخوردگی و گلو درد

فقط چای گیاهی خوردم و فقط تب کردم و از تب سوختم .نه دکتر رفتم که از وقتی که یکی از یک مشتری آمد و گفت رفته ام دکتر و گفته ام که احساس می کنم دارم مریض می شوم و فکر می کنم می خواهم گلو درد بگیرم و دکتر برای پیشگیری برایم آموکسی سیلین نوشت و دو تا آمپول . هر سال پیشش می روم و قبل از اینکه مریض بشوم برایم چند نوع قرص و آمپول می نویسد و دکتر خیلی خوبی است . از همان موقع ها بود که فهمیدم بعضی ها علاوه بر سهمیه از تسهیلات دیگری هم استفاده کرده اند و دکتر شده اند و برای اینکه ویزیتشان را حلال کنند و برای پیشگیری برای مریضهایشان قرص و آمپول می نویسند. و دیگر سعی کردم تا کارد به استخوان نرسیده احیانا دکتر نروم مگر اینکه خودم آن دکتر را بشناسم و بدانم از آنها نیست که برای پیشگیری دارو می دهد و دهان سیستم ایمنی را آسفالت می کند ویا از آنها نیست که طالع اش بساز بفروشی بوده و بر حسب قضا دکتر شده اند و کم هم نیستند .(‌ من می دانم شما هم می دانی که همه جور آدم همه جا هست .مثل همین عطارها که بعضی هایشان انواع قرص یا شربت متادون هم می فروشند . این را گفتم که یکی سوزن هم به خودم زده باشم )‌...بگذریم . اما ...

الان کاملا خوب هستم . سه روز طول کشید . مشکل درمان با چای سرما خوردگی فقط تب بالا بود که آن هم بر طرف شد . بدون اینکه گلویم عفونت کند که سابقا حتما به عفونت لوزه و گلو ختم می شد . نسخه اش ساده است :

پرسیاوشان 30گرم / گل ختمی 20گرم/آویشن 30گرم /چای کوهی 20گرم /بابونه 15گرم /می توان گرز خشخاش هم اضافه کرد که علایم آبریزش بینی و غیره را کم می کند و البته گل گاوزبان یا پنیرک واگر گیرتان بیاید گل بنفشه/ همه را مخلوط کنید روزی سه نوبت دم کنید و با نبات یا عسل شیرین کرده و تب کنید و خوب شوید .

   + کسی معمولی تر از همه ; ۸:٠٧ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ۱٢ دی ۱۳٩٢
    comment نظرات ()