نامه اي براي آنكس كه نمي داند من به او" لئو "مي گويم - روزهایی به کوتاهی زندگی

روزهایی به کوتاهی زندگی

نقد , طنز , داستان , شعر , روزنوشت

نامه اي براي آنكس كه نمي داند من به او" لئو "مي گويم



فقط اوني كه من توي دلم بهش مي گم "لئو "بخونه .
اوني كه خودش هنوز نمي دونه " لئونارد "منه بخونه.
لطفا شما نخونيد .
اوني كه هميشه به من مي گه كاش من چشماي تو رو داشتم بخونه .
اوني كه منو خيلي دوست داره بخونه .
لطفا شما نخونيد .
لئو من مي خوام برات يه اعترافي كنم .
.....
فقط شما نخونيد .
بگم ؟
باشه مي گم .... وايسا ...  الان    ...  هولم نكن ديگه ....باشه گفتم:
   ....
        .......
هر وقت كه گفتي دوست دارم مي دوني توي دلم چي مي گفتم؟
......
با شمام نخونيد ....فقط براي لئو نوشتم .
....
اون وقتهايي كه هنوز روم نمي شد من هم بهت بگم . فقط سرم رو مي انداختم پايين
مي دوني چي مي گفتم ؟
باشه الان مي گم ...خوب ديگه مي گم .
گفتما ......
"جانا سخن از زبان ما مي گويي"
خودت بلدي كه چه  جوري بخوني .
گفتم كه شما نخونيد .... مي دونم نمي فهميد جريان چيه ..چون من اينو واسه" لئو "نوشتم .
پس لطفا شما نخونيد !

   + کسی معمولی تر از همه ; ۸:٥۱ ‎ب.ظ ; شنبه ۸ اردیبهشت ۱۳۸٦
    comment نظرات ()