ستاره کوچولوی کوچولو - روزهایی به کوتاهی زندگی

روزهایی به کوتاهی زندگی

نقد , طنز , داستان , شعر , روزنوشت

ستاره کوچولوی کوچولو

چشماش روی هم نمی رفت
هوا تازه گرم شده بود
واسه همین چند شبی بود که توی حیاط می خوابید .حالا دیگه سقف ااتاقش شده بود طاق آسمون .با چراغهای کوچولوی چشمک زن .و مثل همیشه صدای جیرجیرک حیاط همسایه که اگه خوب دقت می کردی گوش نواز بود .تا چیز دیگه ای .
یکمی خودش رو توی رختخوابش جابجا کرد .
حالا دیگه رخ به رخ ستاره ها خوابیده بود و این سوال داشت ذهنش رو قلقلک می داد.
ستاره من کدومه ؟
آهای ستاره خانوم ها کدومتون ستاره من می شین ؟
یه دونه پر نور ـ یکی اون طرف تر کم نور
یه دونه شونه به شونه ماه ـ یه دونه پشت ابر سیاه.
کدومتون ستاره من می شین؟
اما .... یه ستاره بود که از خیلی وقت پیشا چشمشو گرفته بود .
با اینکه تا حالا چندین ستاره پر نور تر و حتی قشنگ تر از اونو دیده بود اما نمی تونست فکر ستاره خودش رو از سرش بیرون کنه .
با اینکه فقط بعضی وقتها می تونست ، حتی بازحمت اونو پیدا کنه ، اما یه دلبستگی به اون پیدا کرده بود .یه چیزی بیشتر از یه عادت .داشت توی هفت آسمون خدا دنبال ستارش می گشت یه فکری مثل آتش به خرمن جونش افتاد.
راستی چندنفر دیگه چشمشون دنبال همون ستاره است .ستاره من ؟
چند نفر دیگه شبا با یاد اون می خوابن ؟چند نفر دیگه هستن که روزها رو با یاد اون سر می کنند
این فکر خواب رو از چشمش پرونده بود .یعنی ستاره من مال چند نفر دیگه است؟
ترجیح می داد شبا شو بدون ستاره بخوابه تا اینکه بخواد ستارش رو با یکی دیگه شریک باشه .
-- می دونست که بیشتر مردم دنبال ستاره هایی می گردن که پر نور تر از بقین.یا شونه به شونه ماه جا دارن .
اما ستاره اون ...........؟
اما ستاره اون پر نور ترین ستاره نبود .حتی قشنگ ترین هم ...
اما خوب می دونست که به چشم اون بهترین و قشنگ ترین ستاره آسمونه.هر چی بود ستاره اون بود و فکر می کرد بهترین .
تو همین فکرا بود که بازم همون صدای همیشگی توی گوشش اومد. این صدا رو خوب می شناخت .خودش اسمش رو گذاشته بود ."راهنمای درون ".
چند لحظه چشماش رو روی هم گذاشت تا بتونه تمام تمرکزش رو به صدا بده .
حالا دیگه صدا رو واضح می شنید که داشت بهش می گفت :
بیشتر مردم دنبال ستاره هایی هستند که از بقیه پر نورترند یا شونه یه شونه ی ماه خونه دارند اما ستاره تو با اینکه پر نور ترین نیست وحتی قشنگترین .اما به چشم تو بهترین ستاره اسمونه .
و مهم اینه که تو به اون عشق می ورزی و با اون در خیالت عشق بازی می کنی .اونو لمس می کنی و وجودت رو با عشقی که برای  اون سرشار کردی .و حتی اگه ستارت اینها رو ندونه .این وجوده تو هر لحظه که با این عشق بارور می شه . این خاصیت عشقه .
 اینو بدون اگه خیلیها هم باشند که چشمشون دنبال ستاره تو باشه و حتی شبا رو با یاد اون بخوایند و روزها رو در فکر اون سر کنند اما تا وقتی که به عشقت ایمان داری نباید نگران باشی .
عشق تو یعنی وجود او و باز عشق تو یعنی  احساس تو  نسبت به اون . اینها از هم جدا نمیشن .تا وقتی که هر دوشون وجود داشته باشن .راهنمای دورن براش یه مثال هم زد که تا حد زیادی تونست اونو آروم کنه :
اینو بدون اگه ستارت تا همیشه مهمون حوض آب خونه دیگران باشه  اما باز هم چیزی  نمی تونه جای اون توی قلبت خالی کنه .اونها فقط می تونند شبها رو با اون سر کنند اما اون هر لحظه در ذهن تو وجود داره .اون هنوز هم فقط و فقط مال تو .

صبح شده بود .بی درنگ تا چشماشو باز کرد یاد دیشب  افتاد و اتفاقاتی که براش افتاده .
حالا به معنی حرف راهنمای درون پی برده بود .الان صبح بود و هیچ کی نمی تونست  عکس ستارش رو توی حوض حیاطش داشته باشه .حتی هیچکی نمی تونست  ستارش رو توی آسمون پیدا کنه و با دست بهش اشاره کنه وبگه اون ستاره منه .....
اما اون تمام این مدت ستارش رو جلوی چشماش می دید و تصویر اونونه توی آب که توی ذهنش داشت .حالا می دونست هیچکی نمی تونست اونو ازش جدا کنه مگر خود ستاره.
 ژ
پی نوشت : این  رو هم می دونم که ستاره ها خودشون هم انتخاب می کنند که بخوان ستارهی کدوم چشمها بشن و درخشندگی و دلربایی رو برای چشمی بیان که بازتاب درخشندگیشون توی اون چشم با شکوه تر باشه .نه ..نه از اول.
این ستاره ها هستند که خودشون انتخاب می کنند که ستاره کدوم کهکشون بشن.مثل همین خورشیدمون .....شک نکنید .

پی نوشت 2:  این رو همیشه قبول دارم که چیز ی که باعث می شه تا من شی یا شخصی نگاه متفاوتی داشته باشم بستگی به جلوه ای داره که اون شی یا شخص در چشم من و در وجود من ایجاد می کنه .و این جلوه برای شما متفاوت خواهد بود تا من و بلعکس .

پی نوشت 3: مطلبی بود که قبلا نوشته بودم در همین زمینه که فکر می کنم بهتر اون چیزی رو که می خواستم بگم رو تونستم بگم .الان که خودم می خونم .. ..
فراموش کنید ... .(سبک نوشتنشو هنوز هم دوست دارم ).....با این جمله شروع می شد:
                                           .....................................
"مثل روسپی های روشن گر شهرند ،‌ ستاره هایی که چشمک می زنند برای همه ( اینجا)"


   + کسی معمولی تر از همه ; ۱٠:٥٢ ‎ب.ظ ; شنبه ۱٢ خرداد ۱۳۸٦
    comment نظرات ()