عشق ، قلب ،متا فیزیک - روزهایی به کوتاهی زندگی

روزهایی به کوتاهی زندگی

نقد , طنز , داستان , شعر , روزنوشت

عشق ، قلب ،متا فیزیک

 

کسی که خود را بشناسد زمینه ای است تا خدای خود را بشناسد .

قلب : مرکز عشق و ابراز علاقه .همانطور که ما به وسیله مغز و سر فکر می کنیم .به وسیله ی قلبمان عشق می ورزیم .

 به تناسب بازبودن چاکرای قلب(1) ما به چرخه گسترده حیاتی که خداوند آفریده است عشق می ورزیم .یعنی باعث می شود ما همه چیز را دوست داشته باشیم .خودمان ، همسرمان ،والدینمان ، دوستانمان ؛ حیوانات وگیاهان  ...

هنگامی که ما به قلبمان تنمرکز می کنیم و سعی کنیم با قلبمان ارتباط بر قرار کینم .( در ابتدا کافی است که در طی روز فقط و فقط به قلبمان توجه کنیم وروی قلبمان تمرکز داشته باشیم )در واقع سعی کاری می کنیم تا چاکرای قلب چرخش درستی داشته باشد .و انرژی های الهی را به خودمان جذب کنیم .که سبب می شود از قلب و چاکرای آن ریسمانی از انرژی به چاکرای قلب کسانی که دوستشان داریم وصل کنیم .حتما تا حالا شندیه اید که کسی می گوید " من دلبندت " شده ام . که به همین ریسمانها مربوط می شود .( دل در اینجا و در معنای واقعی ههمان قلب است نه آنچه ما در ناحیه شکم به آن اشاره می کنیم .چرا که آن جگر یا شکم  است و از بچه گی به ما اشتباه یاد می دهند )عواطف مربوط به عشق که در قلب جریان دارد سبب جاری شده اشک می شود .در شرایط باز بودن چاکرای قلب ( که به مرور و براثر توجه شما به قلبتان خود به خود دارای چرخش درست و جذب انرژی می شود و این یعنی باز بودن چاکرای قلب ) ما به دیگران عشق می ورزیم بدون انتظار پاداش یا در خواست متقابل .

شاید تا به حال هم شنیده باشید که کسی بگوید دریچه قلبم به روی تو باز است و این کلمه هم همان معنی را میدهد یعنی چاکرای قلب من به سمت تو و( دیگران احیانا )باز است و بین ما اترژی عشق رد بدل می شود .وقتی ما چیزی را بسیار دوست داریم احساسی مانند سوزش یا حرکت انرژی یا هر چیز دیگری در قلبمان داریم و این همان انرژی است که می خواهیم به طرف مقابل منتقل کنیم .تا قلبمان آرام بگیرد .یا وقتی دلمان برای کسی می سوزد (قلبمان می سوزد )‌این همان فوران انرژی است که به داخل چاکرای قلب و خود قلب میآید و از ما می خواهد که کاری بکنیم .حالا مثلا وقتی دلمان می گیرد چه اتفاقی می افتد ؟

جواب ساده است .انباشته گی انرژی در چاکرای قلب . مثلا می خواهیم کسی راببینیم و نمی توانیم .این انرژی که قرار بود به از چاکرای قلب ما به آن شخص منتقل شود

در چاکرای قلب ما جمع می شود .و ما احساسی پیدا می کنیم که با گفتن کلمه دلتنگی آن را بیان می کنیم . در این حالت انرژی را بوسیله هدایت به طرف چشم و غدد اشکی آزاد می کنیم .همه ی این کارها خود به خودی بدون علم ما بدان صورت می گیرد .

حتما دیگر می دانیم وقتی کسی می گوید دلم تنگ شده چه اتفاقی می افتد . او احیانا دوست دارد که انرژی از طرف کسی که او را دوست دارد دریافت کند .دهانه چاکرای قلب او کوچک شده و با کمبود انرژی مواجه است از طرفی خود چاکرا هم در این شرایط قادر به جذب انرژی محیط نیست .....

حالاشاید این سوال پیش بیاید ما چطور احساساتمان را با این کلماتی بیان می کنیم که معنی متا فیزیکی آن بال خود کلمه رابطه دارد؟

این جملات به دو دلیل است :

1) در زمانهای قدیم مردمان با وجود خودشان بیشتر آشنا بودند و چیزهایی می دیدند ، می شنیدند و درک می کردند که ما در این زمان کمتر به آنها رسیده ایم .و از گذشته مانده است .

2) انسانها به طور نا خود آگاه این کلمات از درونشان بر زبانشا جاری می شود .و این ها درکهای  درونی از وجودمان است که بر زبانمان جاری می شود.

 

 توضیح (1): چاکرا ها مراکز انرژی در بدن هستند که دریافت و انتقال انرژی بدن از آنجا انجام می شود. که شامل هفت چاکرای اصلی و تعداد زیادی چاکرای فرعی است  20.4.1386

پی نوشت 1:تاکید من به اشتباه نگرفتن دل و قلب به خاطر اینه که خیلیهامون مثل خودم این اشتباه رو ممکنه داشته باشیم .دیروز به یه بچه ی دبستانی که خیلی هم باهوش بود اینو گفتم .به سختی قبول کرد معنی اصلی دل همون قلبه نه شکم یا جیگر.

پی نوشت 2: این پست تقدیم به لئو .

از خدا می خوام که حالش زودتر خوب بشه و زود زود برگرده پیشم .     1386.4.20


پی نوشت 3: این پست رو دو روز پیش نوشتم و الان که می خوام ارسالش کنم لئوکرمانشاه اومده .تا چند دقیقه دیگه می خوام برم طاقبستان . قرار کوه داریم 

پیشنهاد :اگه بتونم از این به بعد آخر هر پست یه پیشنهاد.از همه چیزهایی که علاقه دارم .

یک پزشک ( + )



   + کسی معمولی تر از همه ; ٦:۱٤ ‎ق.ظ ; جمعه ٢٢ تیر ۱۳۸٦
    comment نظرات ()