تصمیمات پیرامون خانم میم

خانم میم هر لحظه بیشتر ابراز وابسته گی می کند. نه که مستقیم چیزی بگوید . نه اصلا. اما مسیج های می دهد که بوی دلتنگی هایش را می شود مثل وقتی که از در وارد خانه می شوی و بوی غذای سوخته می آید بفهمی . خانم میم بفهمی نفهمی هنوز بازی را شروع نکرده قافیه را باخته است.به نظر سخت تر و مقاوم تر از این حرف ها می آمد یا شاید من سست تر و شکننده تر بودم .

یکی از همین مسیج هایش بود که سوال کرد : هنوز هم مثل گذشته مغروری ؟

می خواستم بگویم کجایش را دیدی . حتی بیشتر . یکی از دوستهای قدیمی ام را دیدم . گفتم فلانی تو که مدتهاست با من از دور و نزدیک نشست و بر خواست داری به نظرت آدم مغروری هستم . یکم فکر کرد . لبخندی زد و گفت : راستش قبلا که نبودی اما الان کمی آری . سر سنگین تر شدی و کمتر گرم می گیری . به لئو گفتم : گفت برای من نه اما برای بقیه آری.

با خودم گفتم .ای وا وی لا به حالش . حتی یک روز سر حرف با خانم پ به همین حرف ها رسید .که خودم گقتم آدم مغروری هستم . او هم تایید کرد و گفت می دانم .گفتم خود خواهم . گفت خود خواهی اولین حق هر آدمی است . بگذریم ....

اگر روزی خانم میم زنگ بزند و قرار بگذارد که هم را ببینیم . حتما به او خواهم گفت : آهای کسی که سالها به دنبالت آمدم و عاشقت بودم .حواست باشد وابسته نشوی ،‌اسیر نشوی ، دلبسته نشوی ،‌ممکن است با تو همان کاری را کنم که روزی دختری با من کرد که اسمش هم اسم تو بود .

/ 7 نظر / 23 بازدید
بی تا

شرایط سختی نیست اما گاهی سختی کلمه مناسبی برای انچه بر دل می گذرد نیست...

بی تا

بقول "مریم": آهای کسی که تو دلم درخشید/ من دیگه دوستت ندارم ،ببخشید! هوای دلگیری هات پربارون...

علی

نمیدونم درست میگم یا نه ولی به نظرم اگه کسی یا بهتر بگم دختر دیگه ای (منظورم خانم پ هستش) تو زندگیت نبود احتمال اینکه باز به سمت میم بری خیلی زیاد میشد. البته ببخشید قصدم قضاوت نیست. خودم اینطوریم، فکر میکنم خیلی ها اینطور باشن.

صبا

وقتی خسته ایم وقتی دلتنگیم یعنی خیلی دلتنگ ... غرور همون لحظه به دادمون می رسه و تحمل همه چیز آسونتر میشه ... مگه نه؟

آستاره

[لبخند] سلامی هم به بی تای عزیزم عرض میکنم